مقالات ایمیل مارکتیگ

  • آشنایی با 9 مزیت اصلی ایمیل مارکتینگ در افزایش سرنخ

     

     

    1. از محرک ها برای افزایش نرخ باز کردن[1] استفاده کنید: زمانی که از محرک ها در تیتر خود استفاده می کنید نرخ باز شدن را تا 50% افزایش خواهید داد. "تحویل رایگان در صورت پرداخت 1000000 ریال یا بیشتر" و "دریافت یک iPod رایگان" مثال های خوبی از تیترهای محرک محور هستند.

    بیشتر بخوانید:راهنمای گام به گام جهت خلق یک کمپین بازاریابی ایمیلی


    2. کمتر از 3 نوع طرح تایپ[2] داشته باشید: هرچه ناهماهنگی کمتری در ایمیلتان باشد، تبدیل های بیشتری را تجربه خواهید کرد. ایمیلتان را با بیش از دو یا حداکثر سه نوع تایپ کم ارزش نکنید.
    3. پیام اصلی و فراخوانی[3] را در بالای صفحه نگهدارید: اگر پیام فراخوانی اصلی شما در پائین صفحه قرار گیرد، 70% دریافت کنندگان آن را نخواهند دید. هر فراخوانی باید حداقل 3 بار در سراسر ایمیل تکرار شود.
     
     
    4. ایمیل خود را در 500-650 پیکسل واید[4] حفظ کنید: اگر عریض تر از 650 پیکسل باشد، کاربران مجبور هستند تا به طور افقی کل پیام را بخوانند. این کار غیرقابل پذیرش است.
    5. لوگوی خود را در سمت راست بالای ایمیل خود قرار دهید: در مطالعاتی که در مورد ردیابی چشم[5] انجام شد محققان دریافتند افراد به طور غریزی لوگو را در سمت راست بالای ایمیل جستجو می کنند، لوگوی خود را در سمت راست بالا قرار دهید تا مطمئن شوید که در دید قرار می گیرد.

    بیشتر بخوانید: چرا باید از ایمیل مارکتینگ برای کسب و کار استفاده کنیم؟


    6. تیترهای مجاب کننده بنویسید: یک تیتر خوب نباید بیش از 30 تا 50 کاراکتر داشته باشد. همچنین باید نشان دهنده حس اضطرار باشد، و به خواننده نشان دهد هنگامی که ایمیل را باز کردند باید انتظار چه چیزی را داشته باشند.
    7. از پاسخ دهنده خودکار[6] برای opt-in استفاده کنید: برای زمانی که خوانندگانتان فراموش می کنند opt in کرده اند آماده باشید. پاسخ دهنده خودکاری تنظیم کنید که به افراد opt in آن ها در پایگاه داده ایمیلتان یادآوری می کند. پاسخ دهنده خودکار باید 1 روز، 5 روز و 10 روز پس از ثبت نام فروش ارسال گردد. هر ایمیل پاسخ دهنده خودکار باید شامل محتوای اضافی یا پاداش هایی برای تشویق خواننده برای ثبت نام باشد.
     
     
    8. ایمیل ها را به صفحات فرود[7] پیوند دهید: صفحه فرود شما باید با ایمیل از نظر تیتر، رونوشت و محتوا مطابقت داشته باشد. ظاهر و احساس صفحه فرود هم باید با ایمیل تطبیق داشته باشد. و مطمئن شوید از ابزارهای ردیابی استفاده می کنید تا ببینید کدام ایمیل و صفحه فرود بهتر عمل کرده اند.
    9. آزمون 5 ثانیه ای انجام دهید: یک نسخه از ایمیل را به دوست یا همکار تجاری ارسال کنید. آیا می توانند به سرعت بگویند فراخوان شما برای چیست؟ اگر چنین است، کارتان عالی است. اگر نه، به تلاش ادامه دهید.

    بیشتر بخوانید: حقایقی جالب درباره ایمیل مارکتینگ که شما را شگفت زده خواهد کرد!!!


    این روزها ابزارهای زیادی در اختیار بازاریاب است که می توانند توجه زیادی را جلب کنند. اما ابزارهای قابل اعتماد قدیمی را فراموش نکنید که هنوز می توانند به کسب بیشترین نتیجه از فعالیت های بازاریابی تان کمک کنند.



    [1] Open rate

    [2] Typeface

    [3] Call-to-Action

    [4] Pixels wide

    [5] Eye tracking

    [6] Auto-responder

    [7] Landing page

  • فروش و اثر روانی پرداخت

    حتما برای شما هم اتفاق افتاده که پس از پرداخت هزینه های مربوط به خرید و فروش کالا و یا خدمات، میزان درآمد آن فرد را حساب کنید. فرقی نمی کند که به مطب یک دندان پزشک مراجعه کرده باشید یا درخواست ماشین از اسنپ داده باشید. اولین اتفاقی که ذهن شما بعد از پیاده شده رسیدن به مقصد و پیاده شدن از ماشین اسنپ به بررسی آن می پردازد به ترتیب است: "خب نیم ساعت طول کشید که من رو برسونه، 10000 تومن ازم گرفت. اگه روزی 10 تا مسافر داشته باشه ینی 100 هزار تومن در آمد روزانه که به عبارتی میشه 3 میلیون تومن توی ماه. پس با این حساب ..."


    بیشتر بخوانید: 5 کار مهم که باید در ۱۰ دقیقه ابتدایی هر فروش انجام دهید


    جملاتی مانند موارد زیر بارها پس از خرید در ذهن شما مرور شده است، حتی اگر خرید رضایت بخشی داشته باشید باز هم این افکار در مقایسه با شغل خودتان همواره حضور دارند و این همان اثر روانی پرداخت است:

    - روزانه چند مشتری مانند ما دارد؟!

    - چه کسب و کار پردرآمدی برای خود راه انداخته است؟!

    - می دانی روزانه چقدر مشتری دارد؟!

    - چه کار راحتی! در محل کسب و کار خود نشسته و راحت پول درمی آورد؟!

    فروش و اثر روانی پرداخت

    برخلاف تصورات موجود؛ تجارت و به اصطلاح خودمانی تر "پول درآوردن از راه کسب و کار" چندان هم آسان نیست! اینکه تجارت و حضور در بازار را شغلی پر درآمد می دانیم ریشه در افکار و ذهنیت ما دارد و البته این ویژه فرهنگ یا منطقه خاصی نیست؛ در همه جای جهان به همین شکل است. سال 2004 یک بررسی جالب در دانشگاه سن دیگو انجام شد تا مشخص شود چرا مردم تجارت و فروشندگی (منظور مالکان کسب و کار) را مشاغلی آسان و پر درآمد می دانند و اساسا این ذهنیت چگونه شکل گرفته است؟

    نتایجی که برای این تحقیق منتشر شد همگی بر "اثر روانی پرداخت"  تاکید داشتند. زمانی که به عنوان مشتری هزینه کالا یا خدمات خود را پرداخت می کنیم در واقع بخشی از درآمد یا پس انداز خود را از دست می دهیم که حتی اگر آن را برای خرید کالا یا خدماتی خوشایند هزینه کرده باشیم، باز هم اثر فقدان بخشی از داشته های ما، همچنان وجود دارد. آن سر این معادله مالکان کسب و کار قرار دارند که پول مشتری را دریافت می کنند و مالک آن می شوند و معمولا ما این قضیه را برای تعداد زیادی مشتری (افرادی مانند خودمان) در ذهن داریم که این برابر با چشم اندازی بسیار پرسود برای فرایند تجارت می شود.


    بیشتر بخوانید: راهنمای آموزش بازاریابی : بازاریابی و فروش، این 2 متفاوتند


    بحث را با یک مثال ملموس تر ادامه می دهیم؛ تصور کنید برای خرید آخرین مدل از تلفن هوشمند برند SONY روانه بازار می شوید. از مدت ها قبل برای خرید این مدل ذوق و شوق داشته اید، پس انداز کرده اید و ... خرید انجام می شود و به خانه باز می گردید. آیا همان حس و حال قبل از خرید را دارید؟ شما بخش مهمی از پس انداز یا دارایی خود را برای خرید این کالا از دست داده اید و این واقعیتی است که تغییر نمی کند. به علاوه؛ اگر اهل اینترنت باشید و دائم از قیمت ها به صورت آنلاین باخبر شوید هر چند وقت یک بار ریزش دردناک قیمت مدلی که خریداری کرده اید را نیز مشاهده می کنید و حتی ممکن است از تصمیم خود پشیمان شوید.

    فروش و اثر روانی پرداخت

    براساس تحقیقات انجام شده؛ اثر روانی پرداخت همواره سدی در برابر تصمیم برای خریدهای بعدی است به ویژه در رابطه با کالاهایی  که باید برایشان مبالغ بیشتری پرداخت شود و به اصطلاح کالاهایی ارزشمند محسوب می شوند. به همان مثال قبل باز می گردیم؛ شما که برای تلفن هوشمند خود مدتی قبل هزینه کرده اید و اکنون مدل های پیشرفته تر سخت افزاری و نرم افزاری روانه بازار شده، چگونه می توانید یک تلفن جدید داشته باشید؟ آیا با زیان سنگین باید تلفن کنونی خود را فروخته و برای خرید مدل جدید بازهم کلی هزینه کنید؟ آیا ترجیح می دهید همراه با فناوری حرکت نکرده و تا چند سال دیگر از همین مدل استفاده کنید؟ آیا خود را برای اینکه مقدار بیشتری تحمل نکرده اید تا از مدل های جدیدتر خرید کنید؛ سررزنش می کنید؟

    برای مالکان کسب و کار

     آنچه مطرح شد کاملا مربوط به مشتری است و انتقادی را متوجه مالکان کسب و کار نمی کند اما اگر به عنوان یک فروشنده موفق تمایل دارید تا تجارت تان پر رونق باشد باید راهبردهایی را مد نظر قرار دهید تا اثر روانی پرداخت را نزد مشتریان خود کاهش داده و مسیر خرید جدید را برایشان هموار کنید. بی شک تفکر برای یافتن  راهکارهایی در رابطه با آنچه که مطرح شد یکی از مهمترین اقدامات در زمینه تبدیل مشتریان معمولی و خشنود به مشتریان دائمی و وفادار است.

     

    نکته: مشتریان معمولی افرادی هستند که بدون هیچ انگیزه خاصی کسب و کار شما را برای خرید خود انتخاب کرده و هیچ تضمینی برای بازگشت و انتخاب دوباره آنها وجود ندارد. مشتریان خشنود نیز از خرید خود نزد کسب و کار شما رضایت دارند و حتی به دیگران نیز ممکن است توصیه خرید کنند اما همچنان تصمینی وجود ندارد که در خریدهای بعدی شما را انتخاب کنند و معمولا به سمت جایی می روند که شرایط بهتری را پیش روی آنها قرار دهند. 

    چه باید کرد

     اما چه روش هایی را می توان برای کاهش اثر روانی پرداخت توسط فروشنده در نظر گرفت:

    ابتکار عمل و خلاقیت فروشنده با توجه به منابع مالی و میزان سودی که در اختیار دارد، نقش تعیین کننده ای دارد؛ از این رو نمی توان چارجوب استانداردی برای این راهبرد تعریف کرد، اما:

    در ابتدا یادمان باشد این روزها فروش به پروسه ای بسیار دشوار مبدل شده است. مشتری راحت قانع نمی شود، همه تخفیف می خواهند و از خدمات پس از فروش سوال می کنند در مجموع بهتر است بگوئیم خریدارها نیز کاملا حرفه ای هستند. بنابراین برای یک فروشنده خوب بودن لازم است تا تغییرات مهمی در خود ایجاد کنیم.

    فروش و اثر روانی پرداخت

    پیشنهاد می کنیم ارتباط مان را با مشتریان حفظ کنیم که این مهم زمانی شکل واقعی و کاربردی به خود خواهد گرفت که کسب و کار شما برای مشتری سودمند باشد. برای مثال کاری که بسیاری از کمپانی های بزرگ می کنند: هر چند وقت یکبار می توانید طرح خرید کالایی که فروخته اید را برگزار کنید آنها را با قیمت مناسب به نسبت سلامت جنس از مشتریان قبلی خود خریداری و کالای جدید را با شرایط ویژه مانند پرداخت چند مرحله ای در اختیار مشتریان خود قرار دهید.

    اینجا زیانی متوجه کسب و کار شما نخواهد شد. براحتی می توانید کالاهای خریداری شده را وارد چرخه تجارت در بازار دست دوم ها کرده و سود مناسبی هم ببرید.

     

    با این کار به مشتریان خود بهترین حس ممکن را هدیه داده اید: که فراموش نشده اند و هدفتان فقط پول درآوردن از فروش نبوده است! از آن سو سود مناسبی بدست خواهید آورد: فروش کالای نو+ سود فروش شرایطی+ سود بازار دست دوم ها

    فقط باید دقت داشت که در این پروسه شرایط را کاملا برای مشتریان قبلی خود تسهیل کنید مثلا میزان سود فروش شرایطی شما باید کمتر از استاندارد بازار باشد و ...

    مشتری می تواند چیزی شبیه به این شرایط را با مقداری تحقیق در سطح بازار برای خود فراهم کند اما باید ابتدا زمانی را به بررسی اختصاص دهد تا یک خریدار مناسب بیابد، بعد لازم است تا یک فروشنده که کالای مدنظر را با قیمتی رقابتی عرضه می کند و  البته شرایط پرداخت چند مرحله ای را هم داشته باشد را بیابد و ... حال ما به فاکتور فروش قبلی اعتبار می بخشیم و تمام این شرایط را یکجا برابر مشتری قرار می دهیم قطعا با این کار اثر روانی پرداخت قبلی را برای آنها تا حد امکان کم خواهیم کرد و همچنین جرات خرید دوباره را نیز برایشان ایجاد کرده ایم.

    یا شاید شما فروشنده ای هستید که خدمات ویژه پس از خرید را ارائه می کنید آنهم برای مشتریانی که کالایشان به دلایلی که خارج از تعهدات کمپانی است ، آسیب دیده و متحمل زیان شده اند. چیزی شبیه تعمیرات یا جایگزینی کالای جدید با شرایط ویژه.

    همانطور که عنوان شد همه چیز به خلاقیت فروشنده و میزان سخاوتمندی او بستگی دارد هرچند ممکن است سود فروش شما به میزان بسیار جزیی  کاهش یابد اما کسب و کار شما هیچگاه با چالش کمبود مشتری مواجه نشده و در عین حال آژانس های تبلیغاتی مردمی(اشاره به مشتریان وفادار) همواره برایتان رایگان فعالیت  و بازاریابی می کنند!

    «ابتکار با شماست تا تخصص خود را در خنثی سازی اثر روانی پرداخت به نمایش بگذارید»


    پیشنهاد نویسنده: حقایقی جالب درباره ایمیل مارکتینگ که شما را شگفت زده خواهد کرد!!!


     

  • با SEO از آغاز تا امروز (قسمت دوم)


    بیشتر بخوانید: با SEO از آغاز تا امروز (قسمت اول)


    2005: سال مهمی برای SEO

    یکی از مهم ترین سال ها در دنیای SEO سال 2005 است. گوگل با یاهو و MSN برای Nofollow Attribute متحد شد این نوع از لینک دهی با این هدف ایجاد شد تا حجم لینک های اسپم و نظرات را در وب سایت ها کاهش دهد. سپس گوگل جستجو را شخصی سازی نمود، که از تاریخچه جستجو و نرم افزار جستجوگر فرد استفاده می کرد تا نتایج را مرتبط تر کند.

    در نوامبر همان سال Google Analytics راه اندازی شد، که هنوز هم برای اندازه گیری ترافیک و ROI کمپین ها استفاده می شود.

    با SEO از آغاز تا امروز (قسمت دوم)

    2009: دگرگونی SEO

    در سال 2009، دنیای موتورهای جستجو شاهد اندکی دگرگونی بود. Bing در ژوئن همان سال معرفی شد در حالی که مایکروسافت به شدت این موتور جستجو را به عنوان موتور جستجویی که نتایجی بهتر از گوگل ارائه می کند بازاریابی نمود. اما همانطور که SEL پیش بینی کرد، این موتور جستجو نه توانست گوگل را از بین ببرد و نه توصیه بهینه سازی محتوای آن توانست با توصیه های گوگل مقابله کند. در حقیقت بر اساس ژورنال انجین سرچ، تنها تفاوت قابل توجه Bing ارائه اولویت هایی برای کلیدواژه ها در URL و نیز طرفداری کردن از واژگانی که با حروف بزرگ نوشته شده اند و صفحات وب سیات های بزرگ بود.

    در آگوست همان سال، گوگل تغییر در الگوریتم Caffeine را تهیه کرد، که نیازمند کمک مردم برای آزمون "نسل بعدی زیرساخت" بود که Moz می گوید طراحی شده بود تا جستجو را سرعت بخشد، ایندکس را بسط دهد، و شاخص گذاری و رتبه بندی را در زمان واقعی ادغام می کرد.

    Caffeine تا سال بعد کاملا معرفی نشد اما در دسامبر سال 2009 جستجوی زمان واقعی ملموس ارائه شد، به همراه نتایج جستجوی گوگل شامل چیزهایی همانند توئیت ها و خبرهای فوری. این حرکت تأیید نمود که سئو دیگر صرفا برای وب مسترها نیست و از همان زمان روزنامه نگارها، تبلیغ کنندگان در وب و حتی مدیران انجمن های اجتماعی محتوا را برای موتورهای جستجو بهینه می کردند.

    2010 تا زمان حال

    هنگامی که در حال تایپ در قسمت جستجوی گوگل هستید مشاهده پیشنهادهای گوگل لذت بخش است. این امر به لطف فناوری Google Instant رخ می دهد. در ابتدا Moz گفته بود این کار سئو را نابود می کند، تا اینکه متوجه شدند بر روی نتایج رتبه بندی اثری ندارد. اما Google Instant در کنار تکامل سئو از سال 2010 تاکنون، صرفا مرحله ای دیگر از مأموریت موتورهای جستجو برای حل مشکلات کاربر بود.

    سال 2010 شاهد اهمیت فزاینده محتوای رسانه های اجتماعی در SEO بود. در دسامبر 2010، هم گوگل و هم بینگ "سیگنال های اجتماعی" را اضافه کردند که در ابتدا هر پست نوشته شده در فیس بوک را نمایش می داد. اما در ادامه به پروفایل های توئیتر نیز که با فراوانی نسبتا زیادی به PageRank پیوند خورده بودند نیز پرداختند. اهمیت توئیتر در سئو به همین جا ختم نشد.

    2011: سال پاندا

    روند مجازات سایت ها برای بازی غیرمنصفانه با الگوریتم گوگل ادامه یافت. برخی از این رویدادها از سایر موارد معروف تر هستند از جمله اتفافی که برای Overstock.com در سال 2011 رخ داد. در آن زمان دامنه هایی که به .edu ختم می شدند از دید گوگل اعتبار بالاتری داشتند. Overstock این امر استفاده کرد و از مؤسسات آموزشی درخواست کرد تا به سایت وی لینک بزنند و از کلیدواژه هایی همانند "جاروبرقی" و "تخت دونفره" استفاده کنند و در مقابل تخفیف هایی به دانش آموزان و دانشکده می داد. این لینک های ورودی رتبه بندی Overstock را برای جستجوی چنین کلیدواژه هایی بهبود می بخشید تا زمانی که Overstock این کار را در سال 2011 گوگل آن ها را مجازات کرد.

    با SEO از آغاز تا امروز (قسمت دوم)

    سال 2011 همچنین سال Panda بود که در فوریه ارائه شد: به روزرسانی الگوریتم که در مزارع محتوا انجام می شد. این سایت ها حجم زیادی از به روزرسانی های مکرر، محتوای با کیفیت کم داشتند که صرفا برای هدف تحریک نتایج موتورهای جستجو نوشته شده بودند. آن ها همچنین نرخ های بالایی از تبلیغ به محتوا ad-to-content داشتند که Panda آموزش دیده بود آن ها را شناسایی کند.


    بیشتر بخوانید: تازه های بازاریابی دیجیتال در سال 2017


    2012: همراه با پنگوئن

    در آوریل سال 2012، گوگل گام دیگری به سوی پاداش به سایت های با کیفیت برداشت و اولین مورد از به روزرسانی های زیاد Penguin را انجام داد. پنگوئن سایت هایی را هدف قرار می داد که از فنون سئو کلاه سفید استفاده می کردند، به عنوان مثال، سایت هایی که محتوای آن ها تا حد زیادی آگاهی دهنده بودند اما از هایپرلینک هاییی پر شده بودند که هیچ ارتباطی با سرتیتر صفحه نداشتند.

    با SEO از آغاز تا امروز (قسمت دوم)

    قابل ذکر است در سال 2012 گوگل به روزرسانی Above The Fold را برای بازگشت به نظریه ضد تبلیغات سنگین ارائه کرد که سایت هایی را که حجم زیادی تبلیغات داشتند را رتبه پائین می داد.

    در نهایت گوگل به فراتر از هدف گذاری محتوای اسپم رفت. به روزرسانی الگوریتم Payday Loan ، که در ژوئن 2013 ارائه شد و رسما در می همان سال عرضه گردید، بیشتر بر جستجوهایی تمرکز داشت که به احتمال زیاد منجر به نتایج اسپم می شد. گوگل سیستم رتبه دهی خود را برای کمک به حذف اسپم ها از این نتایج استفاده کرد در حالی که ضرورتا بر تلاش های سئو سایت های قانونی اثری نداشت موجب می شد تا نتایج جستجو معتبر باقی بمانند.

    گوگل محلی می شود

    با حفظ سنت به روزرسانی های الگوریتم با نام حیوانات، گوگل کبوتر Pigeon را در سال 2014 معرفی کرد، که تا حد زیادی بر نتایج جستجوی محلی اثر گذاشت. در همان زمان به نظر می رسد طراحی شده بود تا جستجو برای Map ها را بهبود بخشد، که با فناوری های مشابهی آغاز شد که برای کارکردهای دیگر جستجو استفاده می شدند، همانند Knowledge Graph که غلط های املائی را تصحیح می کرد و مترادف ارائه می نمود.

    2015

    مهم ترین اتفاق پس از سال 2010 برای سئو به روزرسانی تلفن همراه گوگل در اوریل 2015 بود. هنگامی که وب سایت هایی که برای تلفن همراه مناسب نبودند رتبه بندی پائین تری دریافت می کردند. این امر بدان معنا بود که سئو دیگر درباره کلیدواژه و محتوا نبود؛ طراحی واکنشی نیز اهمیت داشت.

    شاید باورش سخت باشد اما به نظر می رسد تغییرات بیشتری در راه است:

    تلفن همراه و فراتر از آن

    از آنجایی که استفاده از تلفن همراه در حال افزایش است(51% رسانه های دیجیتال به این شکل استفاده می شوند در مقابل 42% استفاده از طریق دسکتاپ) منطقی است که SEO به حرکت در این جهت ادامه خواهد داد.

    این موضوع پیش از این توسط تجربه کاربر mobile-freindly گوگل آشکار شده است. پیش بینی می شود موج آینده سئو تا حد زیادی به جستجوی صوتی مربوط باشد. که تاریخ پیچیده خودش را دارد و در حال افزایش است (20% جستجوهای گوگل در حال حاصر از طریق صوت هستند و 25% در بینگ)

    محلی شدن

    اما مسئله محلی سازی در سئو مطرح می شود، و بهینه سازی نتایجی که به لحاظ منطقه ای مرتبط هستند. این امر به ویژه در دامنه جستجوی صوتی صحت دارد. این امر فرصت سئو برای کسب و کارهای محلی است تا اطمینان حاصل کنند فهرست هایشان جامع و فراگیر، صحیح و بهینه شده برای ارجاع داده شدن در سایت طرف سوم هستند.

    اجتماعی شدن

    رسانه های اجتماعی بخش اساسی تری از استراتژی سئو شده اند. به عنوان مثال هنگامی که در سال 2011 شاخص گذاری توئیت ها در موتورهای جستجو آغاز شد آینده ای را نشان داد که در آن کاربران اطلاعات را بر روی رسانه های اجتماعی به همان شیوه ای جستجو می کنند که در موتورهای جستجو انجام می دادند. در حقیقت این شاخص گذاری می تواند نسخه گوگل از اثبات آینده برای زمانی باشد که مردم دیگر از موتورهای جستجو به شیوه کنونی استفاده نمی کنند.

    واضح است که سئو به کاری تمام وقت تبدیل شده است. تاریخچه آن در حال تکامل یافتن است. اجرا آن نیازمند سطوح بالاتری از مهارت، اخلاقیات و همگامی با فناوری است.


    پیشنهاد نویسنده: چگونه مشتریان ماه آینده را پیش بینی کنیم


     

  • ۵ کار مهم که باید در ۱۰ دقیقه ابتدایی هر فروش انجام دهید

     

    بهره وری در فروش

    اگر از چند قسمت اول یک سریال تویزیونی خوشتان نیاید ،آیا تا قسمت پایانی به تماشای آن ادامه می دهید؟

    احتمالا اینطور نیست. ممکن نیست که شما ناگهان آن را دوست داشته باشید، مخصوصا وقتی بسیاری گزینه های دیگر برای تماشا کردن داشته باشید.

    برخلاف برنامه های تلویزیونی، مشتری احتمالی وقتی شروع چشمگیری در نخستین ملاقات با شما نداشته باشد شما را در همان ابتدا رها می کند. ۱۰ دقیقه اول سرنوشت پیروزی و یا شکست این ملاقات را رقم میزند و این موضوع به این معناست که باید شروع بسیار خوبی داشته باشید.


    بیشتر بخوانید:چگونه یک برنامه بازاریابی رسانه اجتماعی خلق کنیم؟


    در ادامه کارهایی را که باید در ابتدای هر ارائه فروش انجام دهید بیان می کنیم.

    ۱) مخاطب خود را مشخص کنید.

    هنگامی که شما درحال ارائه یک سخنرانی حضوری برای فروش هستید، اینکه بگویید با چه کسانی صحبت می کنید مهم است زیرا آنها در مقابل شما نشسته اند. اما زمانی که شما با استفاده از تلفن و یا ارتباط ویدیویی با فروشنده احتمالی خود در تماس هستید، ممکن است فقط او پشت خط باشد.

    شناخت مخاطبتان از آنجا که به شما امکان اختصاص پیامتان به نیازها، اهداف و مشارکت خاص هر فرد در فرایند خرید را می دهد بسیار ضروری است.

    در ابتدای یک ارائه فروش، به سرعت اینکه با چه کسانی صحبت می کنید را با پرسیدن این سوال مشخص کنید:

    *آیا در این ملاقات فقط من و شما (مشتری احتمالی) هستیم و یا دیگران هم به ما ملحق می شوند؟*

    اگر افرادی بیشتر از چیزی که شما انتظار داشید پشت خط باشند، از همه بخواهید که خود را معرفی کنند و به مقام و جایگاه آنها برای فهمیدن نقشی که در معامله ایفا می کنند توجه ویژه ای داشته باشید.

    اگر نمی دانید چرا این افراد در مکالمه شرکت می کنند، بعد از اینکه خودشان را معرفی کردند بپرسید:

    *از آشنایی با شما خوشحالم (نام فرد)، بگذارید موضوع را برایتان بیان کنم، آیا چیز خاصی هست که می خواهید در این باره بدانید؟*

     

    ۲) رابطه ایجاد کنید.

    در قدم بعدی، پیش از آنکه به سراغ ارائه خود بروید، کمی با افراد ارتباط ایجاد کنید.

    اینکه از همان ابتدا لحنی دوستانه و طبیعی داشته باشید بسیار مهم است و خریدار را به شرکت در مکالمه مشتاق تر می کند.علاوه بر این ، اینکه آنها را به موقع به صحبت وا دارید موجب می شود در طول ارائه اصلی احتمال سوال پرسیدن آنها بیشتر باشد و این به شما شانسی می دهد تا اعتراض ها و نگرانی های مشتری احتمالی را پیش از آنکه معامله را برهم بزند مدیریت کنید.

    به جای اینکه از روزشان و یا وضع آب و هوا در شهرشان بپرسید، سعی کنید از چیزی درباره وبسایت و یا کسب و کارشان تعریف کنید.

    در ادامه میتوانید چند جمله پرکاربرد در این رابطه را بخوانید.:

    • شنیده ام محصول جدیدی تولید کرده اید، فوق العاده به نظر می رسد. چه چیزی الهام بخش شما بوده؟
    • خیلی خوب است که شما (خدمات x) را ارائه می دهید. به نظر میرسد اکثر شرکت ها در عرصه کاری شما این خدمات را ندارند.
    • (نظرات، تحقیقات موضوعی و توصیفات) شما را بررسی کردم. با (زمینه مشترک) کار خود را به اوج رسانده اید. آیا نکته خاصی برای همکاران من در (بخش مربوطه) دارید تا بتوانم به آنها منتقل کنم؟

    ۳) برنامه ای تنظیم کنید.

    5 اقدام لازم قبل از فروش

    ارائه ای بدون برنامه به جای روایتی کاملا به هم پیوسته مثل رشته ای از حقایق نامرتبط به نظر میرسد.

    ایجاد برنامه به خریدار نقشه ای مشخص از اینکه اکنون در کدام بخش از مکالمه قرار دارید ،قدم بعدی چیست و در انتهای ملاقات به کجا می خواهید برسید می دهد.این کار نه تنها سطح درک آنها را افزایش می دهد، بلکه دانستن برنامه به آنها حس کنترل بیشتری می دهد. مشتریان احتمالی تحت تاثیر این حس کنترل بیشتر صحبت می کنند ــ بنابراین شما دید واضح تری نسبت به تفکر آنها در طول ملاقات خواهید داشت.

    برنامه *هدف، منافع، بازرسی* را امتحان کنید

    • هدف ملاقات را مشخص کنید: نکات محوری که مورد بحث قرار می دهید کدامند؟
    • منافع را به مشتری احتمالی توضیح دهید: داشتن این اطلاعات چه کمکی به آنها می کند؟
    • بررسی کنید که آیا مشتری احتمالی در بحث با شما همراهی می کند یا نه: بپرسید * این موضوع چطور به نظرتان می رسد؟* و یا * آیا چیز دیگری هست که بخواهید بدانید؟*

    این راهبرد به شما کمک می کند که همه را در روند مکالمه همراه نگه دارید.


    بیشتر بخوانید:حقایقی جالب درباره ایمیل مارکتینگ که شما را شگفت زده خواهد کرد!!!


    4) بگویید که می توانند از شما سوال بپرسند.

    بهره وری در فروش

    نسخه نمایشی و یا ارائه شما باید تعاملی باشد. هیچ چیز سریع تر از اینکه حجم بی پایانی ازاطلاعات و ارقام را به مشتری احتمالی ارائه دهید آنها را از گوش دادن به شما باز نمی دارد.

    به جای اینکه به مدت ۲۰ تا ۳۰ دقیقه برای مخاطبتان سخنرانی کنید، سعی کنید با آنها گفت و گو داشته باشید. از اینکه آنها می دانند می توانند از شما سوالاتی برای خوش آمد گویی بپرسند اطمینان حاصل کنید. این کار یک مزیت دیگر نیز دارد و آن این است که با تشویق مشتریان احتمالی به سوال پرسیدن شما می توانید اعتراضات آنان را وقتی که هنوز برای حل آنها زمان دارید پاسخ دهید.

    حال به چند مثال که لحن آنها از شوخی تا رسمی در فروش متغیر است توجه کنید:

    • هر سوالی که به ذهنتان می رسد بپرسید. باور کنید من هم به اندازه بقیه صدای خودم را دوست دارم ولی وقتی فقط من صحبت کنم حوصله تان سر می رود.
    • بیشتر ترجیه می دهم مباحثه کنم تا اینکه برای نیم ساعت سخنرانی کنم پس لطفا با هر سوال یا نظری که دارید در بحث شرکت کنید.
    • لطفا هر زمان که می خواهید صحبت من را با سوالات خود متوقف کنید. خوشحال می شوم تا اطلاعات بیشتری دراختیارتان بگذارم و یا اینکه اگر موضوعی واضح نیست به نوع دیگری آن را توضیح دهم.

    ۵) آنچه را می دانید خلاصه کنید.

    دنبال بهترین راه برای تغییر فضا به ارائه اصلی هستید؟ مشکل مشتری احتمالی خود و یا درک خود از موقعیت آنها را در دو یا سه جمله خلاصه کنید.

    خلاصه کردن بزرگترین چالش های آنها چندین مزیت  دارد. اول اینکه گفت و گو را متمرکز می کند. دوم، به شما اجازه می دهد ویژگی های محصول خود را دقیقا آنطور که به چالش های مشتری احتمالی شما مرتبط می شود مطرح کنید که باعث مشارکت بیشتر آنها در بحث می شود.

    به مثال زیر درباره فروش توجه کنید:

    • در طول گفتگوی قبلی، شما مقداری از نکاتی که از آن ناراضی بوده و یا به دنبال بهبود آنها بودید را مطرح کردیدــ مخصوصا x،y و z. آیا این مسئله درست است؟

    زمانی که خریدار نظر شما را تایید کرد، می توانید به آرامی به بحث اصلی با گفتن * عالیست، پس بیایید به اینکه محصول ما چطور به حل چالش های شما کمک می کند بپردازیم.*


    بیشتر بخوانید:راهنمای آموزش بازاریابی : بازاریابی و فروش، این 2 متفاوتند


    اختیاری: قراردادی پیش فرض تنظیم کنید.

    بسیاری از فروشندگان تا انتهای بحث برای مطرح کردن قدم های بعدی صبر می کنند. این روند منطقی به نظر می رسد: اگر درنظر بگیریم ملاقات با موفقیت پیش برود خریداران در انتهای بحث علاقه بیشتری به پیشبرد آن خواهند داشت.

    دیو متسون، مدیر عامل و رییس شرکت Sandler Training ایجاد قراردادی پیش فرض با ارائه نتایج مطلوب را از همان ابتدا پیشنهاد می کند.

    در اینجا نمونه ای کلامی از این موضوع داریم:

    اگر در انتهای این نسخه آزمایشی حس می کنید که این (محصول) می تواند به حل  (چالش کاری x یا  y ) کمک کند میتوانید با ( قدم بعدی) موافقت کنید.

    دو نتیجه احتمالی وجود دارد: خریدار با قدم بعدی پیشنهادی شما موافقت می کند و یا مخالف است. اگر اولین مورد باشد، کاملا با اتفاقی که در ادامه خواهد افتاد هماهنگ هستید. اگر اینطور نیست، شما این شانس را دارید که به جست و جو درباره ملاحظات و انتظارات آنها بپردازید و عاملی برای سازش پیدا کنید.

    با در نظر گرفتن این موارد در ابتدای ملاقات های فروش خود شروعی محکم داشته باشید. مشتری احتمالی شما از همان ابتدا به سمت شما می آید و احتمال اینکه تا انتها راه با این قرارداد همراه شود بیشتر است.

     

  • چگونه مشتریان ماه آینده را پیش بینی کنیم

    پیش بینی تعداد مشتریان در آینده

    در این مقاله راه های پیش بینی مشتریان آینده را بیان می کنیم. اگر امروز پایان ماه باشد ممکن است ماه خوبی را پشت سر گذاشته باشید و با ترافیک بالایی که روی سایت پوشش داده شده، تعداد زیادی فرصت ( سر نخ ورودی ) نیز برای کسب و کار خود ایجاد کرده باشید. اما شاید صرفا هدفی داشته اید و برای رسیدن به آن تلاشی نکرده اید. برای اینکه بخواهید در ماه بعد موفق تر عمل کنید، باید از همین امروز مشخص کنید هدف تان چیست و می خواهید به چه چیزی برسید.

    برای پیش بینی مشتریان آینده، چشم انداز ماه آینده و در کل چشم انداز آینده شرکتتان را مشخص کنید، نباید صرفا به اعداد و ارقام فکر کنید و یک رقم خاص را استخراج کنید و یا اینکه بگویید میزان پیشرفت ماه آینده باید X% بیشتر از ماه قبل باشد.


    بیشتر بخوانید: حل چالش بازگشت وجه در خرید آنلاین!


    در اینجا باید بتوانید طوری برنامه ریزی کنید که به اهداف بزرگ تری برسید. ما در این مقاله آموزش ها و محاسبات لازم را برای پیش بینی مشتریان آینده نشان داده ایم.

    پیش بینی تعداد مشتریان در آینده

    پیدا کردن اهداف با رویکرد آن چه در گذشته رخ داده است

    یک کار کلیدی برای شناخت اهداف تان این است که کمی به عقب بازگردید. برای این منظور می توانید بررسی کنید شرکت شما چگونه عملیات کسب و کار خود را به پیش می برد. بدین صورت با عملیات ریاضی محاسبات خاصی را انجام دهید

    مرحله 1: مشخص کنید که شرکت شما به چه میزان درآمد نیاز دارد

    در این مرحله لازم است که با مدیر فروش خود پیرامون میزان درآمد مورد نیاز خود صحبت کنید تا شما را برای میزان هزینه برای خرید محصول و بازاریابی توجیه کند.

    مثال: شرکت شما نیاز به 100 میلیون تومان درآمد دارد که 80 درصد آن توسط ورودی ها تهیه می شود.

    100,000,000 درآمد *0.08 = 80,000,000 درآمد ورودی

    مرحله 2: شناسایی تعداد مشتریان برای رسیدن به این میزان درآمد

    برای اینکه به میزان مشخص شده برای کسب درآمد نائل شوید نیاز به مشتری دارید. در این مرحله لازم است تعداد مشتری ها را پیدا کنید که محاسبه آن به صورت زیر است:

    80,000,000  درآمد ورودی /16,000,000 درآمد از هر مشتری= 5

    در اینجا مشخص شد که برای این میزان درآمد باید 5 مشتری داشته باشید.


    بیشتر بخوانید:تازه های بازاریابی دیجیتال در سال 2017


    مرحله 3: مشخص کنید که برای گرفتن آن تعداد مشتری چند سرنخ نیاز دارید

    سپس باید یک مرحله در فرآیند فروش بالا بروید و بفهمید که برای اینکه بتوانید آن تعداد مشتری پیدا کنید به چه تعداد سرنخ نیاز دارید. برای انجام این کار باید ضریب میانگین تبدیل سرنخ به مشتری تان یا همان درصد سرنخ هایی را که به مشتری تبدیل می شوند بدانید.

    به عنوان مثال بگذارید فرض کنیم که نرخ تبدیل سرنخ به مشتری شما 2% است. سپس با استفاده از معادله زیر می توانید بفهمید که به چه تعداد سرنخ نیاز دارید:

    5 مشتری/ .02 ضریب تبدیل سرنخ به مشتری = 250 سرنخ


    بیشتر بخوانید:با SEO از آغاز تا امروز


    مرحله 4 (غیر اجباری): هدفی سازمان دهید و پیشرفت ماه گذشته را در آن بازتاب کنید

    برخی افراد ترجیح می دهند این مرحله را بر پایه اینکه آیا به هدف ماه گذشته رسیده اند یا خیر طوری تنظیم کنند که به وسیله آن روحیه تیم شان را بالا ببرند.

    مرحله 5: اهداف تان را به یک نمودار آبشاری اضافه کنید

    نهایتا هم باید تعداد سرنخ های نهایی تان را به یک نمودار آبشاری اضافه کنید تا بین اعضای تیم تان توزیع شود. بدین صورت، همه می توانند حین ماه تمایلات شما برای آخر ماه را بدانند و به سمت آن ها حرکت کنند.

  • حل چالش بازگشت وجه در خرید آنلاین!

    این روزها خرید آنلاین در مسیر رشد و پیشرفت قرار گرفته و هر لحظه به تعداد افرادی که خرید یک کالا را به روش آنلاین تجربه می کنند افزوده می شود. هیجان مشاهده تعداد زیادی محصول در نمایشگر رایانه یا گجت هوشمند هیجان بالایی دارد و همین مورد عاملی برای آنلاین شدن بخش قابل توجهی از مشتریان است البته باید ویژگی های دیگری مانند صرفه جویی در زمان و هزینه ها را نیز بدان اضافه کرد. اما خرده فروشی های آنلاین همواره با یک چالش بسیار مهم مواجه هستند به ویژه در مناطقی که خرید آنلاین یک تجربه نسبتا جوان محسوب می شود.


    بیشتر بخوانید: تازه های بازاریابی دیجیتال در سال 2017


    حل چالش بازگشت وجه در خرید آنلاین

    چالش

    زمانی که به عنوان یک مشتری آنلاین کالایی را خریداری می کنید حتی اگر تمامی توضیحات محصول و تصاویر به خوبی بیانگر ویژگی های آن کالا باشد، همچنان نگران انتخاب خود هستید! زیرا آنچه را که پسندیده اید از نزدیک ندیده و لمس نکرده اید. این یعنی فقدان دو فاکتور بسیار مهم که خریدهای سنتی در مقایسه با خرید آنلاین به راحتی پیش روی مشتری قرار می دهند.و اتفاقا مهمترین اثر را در شکل گیری تصمیم نهایی دارند. احساس ناخوشایند از عدم وجود شرایطی که ذکر شد در واقع یکی از بازدارنده های مهم پیش روی مشتریان آنلاین است تا جایی که ترجیح می دهند با صرف وقت و حتی مقداری هزینه بیشتر سری به فروشگاه های فیزیکی زده و خرید کنند.

    مثال

    از یک فروشگاه آنلاین کفشی را انتخاب می کنید که در فروش ویژه قرار دارد. اندازه و رنگ مورد علاقه شما فقط در این فروشگاه آنلاین موجود بوده و البته وقت راهی شدن به بازار و جستجو برای یافتن این مدل را هم ندارید. در این شرایط تمایل دارید تا آنلاین خرید کنید اما معمولا کفش را در فروشگاه امتحان می کنیم جلوی آینه می ایستیم و هماهنگی آن را را با سایر پوشاکی که بر تن داریم می سنجیم. حال چه تصمیمی خواهید گرفت؟ البته در صفحه خرید شما ذکر شده چنانچه کفش را به هر دلیلی پسند نکردید می توانید طی یک تماس با فروشگاه آن را مرجوع  کنید.


    بیشتر بخوانید: با SEO از آغاز تا امروز


    تا اینجا همه چیز برای یک خرید خوب فراهم است؛ حتی هنگامی که با خرده فورشی آنلاین تماس می گیرید به شما می گویند پیش از پرداخت و برای دقایقی هنگام تحویل می توانید کفش را امتحان کرده و در صورت مناسب بودن هزینه را به پیک پرداخت کنید. خوب با این شرایط ظاهرا دلیلی برای نگرانی وجود ندارد اما همچنان نگران هستید، که البته ما حق را به مشتری می دهیم.

    حل چالش بازگشت وجه در خرید آنلاین

    دلایل

    واحد تحویل بسته های فروشگاه آنلاین به دلیل پرداخت دستمزد کم و عدم رویکرد تخصصی به این شغل، معمولا آموزش های لازم در چارچوب برخورد مناسب با مشتریان را همراه خود ندارند و فاقد این مهارت هستند. از این رو هنگامی تحویل سفارش دنبال آن هستند تا هر چه سریعتر محل را ترک کرده و سراغ آدرس بعدی بروند. در این شرایط امتحان کالا مثلا همان کفش در محل تحویل با آن چیزی که کارکنان فروشگاه به شما وعده داده اند بسیار متفاوت بوده و فشار روانی سنگینی متوجه مشتری می شود.

    اینجا فاصله ای عمیق میان شعارهای فروشگاه آنلاین و عملکرد پرسنل آن مشاهده می شود، که متاسفانه مورد توجه نیز قرار نمی گیرد. همان طور که در مباحث گذشته اشاره شد مشتری برای رسیدن به تصمیم نهایی در فرآیند خرید نیازمند آرامش فکری و دوری از فشار روانی خواهد بود که اثری از آن در روش مذکور تحویل کالا مشاهده نمی شود.

    در بخش قبلی مطلب اشاره شد که فروشگاه آنلاین تعهد داده کالای شما را طی ساعات مشخصی از خرید و به شرط حفظ ظاهر اولیه به هر دلیلی پس می گیرد و وجه را مرجوع خواهد کرد. آن دسته از مشتریان که ترجیح می دهند تا کالای خریداری شده مثلا همان کفش را در آرامش بررسی کنند وجه را به حساب فروشگاه  واریز و یا به پیک تحویل می دهند  و با خود می گویند اگر اندازه نبود کفش را به فروشگاه مرجوع می کنند و پول را نیز به سرعت پس می گیرند. اما با کمی تحقیق بیشتر مشخص می شود پروسه بازگشت پول حداقل 5 تا 7 روز زمان لازم دارد! زیرا باید در قسمت های مختلف سازمان فروش حرکت کرده تا نهایتا به شماره حساب مشتری برسد! این روش بازگشت نیز به نوعی مقابل شعار خرید با خیال راحت ایستاده است!

    بی شک مشتری تمایلی ندارد تا پول خود را با این فاصله زمانی دریافت کند. شاید این کفش را برای یک مناسبت (مانند مهمانی) یا رویداد ورزشی لازم داشته! شاید توانایی تهیه هزینه لازم برای خرید مجدد از بازار را نداشته باشد و شایدهای بسیار دیگر. در این نوع برخورد، مشتری مظلوم واقع شده و احساسی بسیار بد از تجربه خرید آنلاین خواهد داشت که بازهم شاید دیگر حاضر به تجربه چنین شرایطی نباشد.

    حل چالش بازگشت وجه در خرید آنلاین

    ارائه توضیحاتی مانند اینکه پول شما در فرایند بازگشت سازمان فروش قرار دارد یا جملات مودبانه ای برای دلجویی و قدردانی از صبر مشتریان؛ اینها هیچ کدام در برخورد با نارضایتی مشتری کافی نیست. بزرگی فروشگاه و تعداد بالای مشتریان یک فروشگاه آنلاین که موجب به طول انجامیدن بازگشت وجه خرید می شود هیچ ارتباطی به مشتری ندارد و نمی توان با اینگونه توضیحات، ناتوانی و کاستی های موجود در اصول مشتری مداری را توجیه کرد. اگر به دنبال برقراری ارتباط دائمی و تضمین امنیت خرید آنلاین برای مخاطب هستیم باید چاره ای برای مواردی که مطرح شد داشته باشیم. آموزش و افزایش سطح تخصص در واحدهای حمل و نقل، تحویل و همچنین بازگرداندن وجه در کمترین زمان ممکن مثلا 4 یا 5 ساعت می تواند شما را به یک فروشگاه آنلاین پیشرو و قابل اطمینان نزد مشتریان مبدل کند.


    پیشنهاد نویسنده: 7 نکته برای پشتیبانی آنلاین مشتری


     

  • راهنمای آموزش بازاریابی : بازاریابی و فروش، این 2 متفاوتند

    راهنمای گام به گام آموزش بازاریابی



    راهنمای آموزش بازاریابی : بازاریابی و فروش، این 2 متفاوتند

    اگر به سراغ مبانی برویم، بازاریابی همه آن کارهایی است که شما انجام می دهید تا با خریداران بالقوه تماس برقرار کرده و آن ها را متقاعد کنید و فرایند فروش همه آن کارهایی است که انجام می دهید تا فروش را محقق کنید و قرارداد یا توافقنامه امضا شده بدست آورید.


    بیشتر بخوانید: حقایقی جالب درباره ایمیل مارکتینگ که شما را شگفت زده خواهد کرد!!!


    هر دو برای موفقیت کسب و کار ضروری هستند. نمی توانید بدون هر یک از این دو فرایند به کار خود ادامه دهید. اگر در تلاش هستید تا به طور استراتژیک این دو را با هم ترکیب کنید، رشد موفقیت آمیز در کسب و کار را تجربه خواهید کرد. با این حال، اگر این تلاش ها نامتعادل و یا دپارتمان ها فاقد ارتباط باشند این امر می تواند موجب انحراف رشد کسب و کار شما شود.

    راهنمای آموزش بازاریابی : بازاریابی و فروش، این 2 متفاوتند

    بازاریابی شما باید دربرگیرنده استراتژی هایی باشد که می توانید از طریق آن ها، تماس و کار خود را برای متقاعدسازی خریداران بالقوه اندازه گیری کنید. این همان پیامی است که خریدار بالقوه را آماده فروش می کند. می تواند شامل تبلیغات، روابط عمومی، رسانه های اجتماعی، بازاریابی رابطه مند، بازاریابی برند، بازاریابی وایرال، و پست مستقیم باشد.

    فرایند فروش شامل تعامل غیرشخصی است. اغلب توسط جلسات فرد به فرد، تماس سرد (اولین تماس)، و شبکه سازی انجام می شود. هرچیزی که شما را با خریدار بالقوه یا مشتری در سطح شخصی درگیر می کند فرایند فروش است. اغلب اوقات خریدار یا مشتری بالقوه از طریق تلاش های بازاریابی به سمت شما هدایت شده اند.


    ادغام و یکپارچه سازی بازاریابی و فروش

    مطالعات نشان داده اند که برای انتقال خریدار بالقوه از یک سطح به سطح بعدی به چندین تماس با استفاده از هر دو فرایند فروش و بازاریابی نیاز است. به همین دلیل باید فرایندی را توسعه دهید که هر دو فرایند بازاریابی و فروش را ترکیب کند. این کار شما را قادر خواهد کرد تا به خریداران بالقوه در هر سه سطح، سرد، گرم، و داغ، دسترسی پیدا کنید. همه چیز به تعادل بستگی دارد.


    بیشتر بخوانید: چگونه یک برنامه بازاریابی رسانه اجتماعی خلق کنیم؟


    مطمئن شوید این دو، بازاریابی و فروش، را با هم یکپارچه می کنید. آن ها دو امر مجزا از هم نیستند. اگر دپارتمان های متفاوتی هستند، این دپارتمان ها باید با هم صحبت کرده و ارتباط برقرار کنند تا اثربخش باشند. این امر را امتحان کنید. وقت بگذارید و فهرست و پایگاه داده خریداران بالقوه خود را به طبقات سرنخ های سرد، گرم و داغ تقسیم کنید. سپس بنشینید و استراتژی شناسایی کنید که چگونه با هر یک از این گروه ها برخورد کنید.

    به عنوان مثال، می توانید روش تماس زیر را امتحان کنید:

    - استراتژی سرنخ سرد: پست مستقیم ارسال کنید یا به آن ها ترفیع ویژه پیشنهاد دهید.

    - استراتژی سرنخ گرم: تماس پیگیری را امتحان کنید، نامه فروش ارسال کنید، یا یک سمینار یا جلسه آموزش ویژه را زمان بندی کنید تا به تمامی سرنخ های گرم با هم دسترسی پیدا کنید.

    زمانی که خریدار بالقوه خود را به سطح گرم انتقال دادید وقت آن است که به سراغ خاتمه فروش بروید.

    اگر به گونه ای خریدار بالقوه را درگیر کنید این کار راحت تر خواهد بود. می توانید با ایجاد تماس فرد به فرد، ارائه، یا تهیه پروپوزال، تخمین یا قرارداد این کار را انجام دهید.

    راهنمای آموزش بازاریابی : بازاریابی و فروش، این 2 متفاوتند


    نکته اصلی برقراری تعادل است

    یک راهکار جایگزین که اغلب موفق عمل کرده است مشارکت با کسی است که دارای استعدادی است که احساس می کنید فاقد آن هستید. اگر در بازاریابی قوی تر هستید، کسی را پیدا کنید که فرایند فروش را به خوبی درک می کند. اگر در فروش بهتر هستید، کسی را پیدا کنید که به شما در تقویت پیام، خلق ملزومات بازاریابی که موجب فروش می شود کمک می کند و به شما تاکتیک و ایده می دهد. اگر در شرکتی کار می کنید که دارای هر دو دپارتمان است و شما به تنهایی کار می کنید می توانید با خلق شراکت، قرارداد فرعی، یا استخدام فردی با این استعداد، این کار را انجام دهید. به خاطر داشته باشید رمز موفقیت در بازاریابی و فروش داشتن تعادل است.


    بیشتر بخوانید: کسب رتبه بالا در سرچ گوگل چه مدت زمان لازم دارد؟ (اینفوگرافی)


     

  • تازه های بازاریابی دیجیتال در سال 2017

    با گذر زمان و عبور از یک سال به سال بعدی، تکنیک های موثر بازاریابی دیجیتال نیز دستخوش تغییر می شوند. در این میان مسئولیت اصلی متوجه مدیر کسب و کار خواهد بود. در این جایگاه باید قادر به تجزیه و تحلیل متد های جدید بازاریابی به ویژه در حوزه دیجیتال و انتخاب مناسب ترین تکنیک ممکن برای مجموعه خود باشید. به طور کلی 2016 سالی پر از پیشرفت و تغییرات مثبت تکنولوژیک بوده است. به عنوان مثال بیشترین استفاده واحد بازاریابی دیجیتال کسب و کار های مختلف از محتوای خلاقانه و منحصر به فرد، در همین سال صورت گرفته است.


    بیشتر بخوانید:7 نکته برای پشتیبانی آنلاین مشتری


    برای آن که بتوانید کسب و کار خود را با تکامل سالانه تکنولوژی همگام سازی کنید، نیاز به اجرای یک سری فنون ساده اما در عین حال موثر خواهد بود.


    پخش زنده

    سال گذشته قابلیت پخش زنده به شمار زیادی از اپ های محبوب فضای مجازی افزوده و با استقبال زیادی نیز از جانب مخاطبان این شبکه های اجتماعی رو به رو شد. البته کسب و کار های مختلف نیز از ویژگی مذکور بی بهره نبوده اند و آمار استفاده از پخش زنده به خصوص برای تبلیغات و بازاریابی ظرف مدت زمان کوتاهی رشد صعودی را تجربه کرد. از آن جایی که می توان روند کاری روزمره یک مجموعه را به صورت زنده و از نزدیک با مشتریان به اشتراک گذاشت، شانس مجموعه برای فروش محصولات و یا خدماتی که ارائه می دهد به شدت افزایش خواهد یافت. علاوه بر این، پخش زنده امکانی جدید است و به این زودی ها از مد نخواهد افتاد. بدین ترتیب پتانسیل تاثیرگذاری آن در سال 2017 نیز قابل توجه خواهد بود. حال اگر تصمیم به استفاده از قابلیت پخش زنده در صفحه مجازی کسب و کار خود گرفته اید، توجه به نکات زیر از اهمیت بالایی برخوردار است.

    تازه های بازاریابی دیجیتال در سال 2017


    1- می توانید در پخش زنده نحوه استفاده از محصولات مجموعه کاری خود را آموزش دهید و با یک تیر دو نشان بزنید. نه تنها محصول خود را بهتر از هر زمان دیگری معرفی می کنید، بلکه بعد آموزشی نیز منتج به جذب بیشتر مشتری برای خرید کالای مورد نظر خواهد شد.

    2- همکاری با متخصصین برندسازی و بازاریابی در یک پخش زنده به صورت جلسات پرسش و پاسخ، روش دیگری است که نتایج خوبی را به دنبال دارد. با پاسخ دهی به سوال هایی که مخاطبان به صورت آنلاین مطرح می کنند، نه تنها کسب و کار خود را مجموعه ای مسئولیت پذیر و قابل اعتماد نشان می دهید، بلکه احتمال مراجعه حضوری آن ها را نیز افزایش می دهید.

    بیشتر بخوانید: راهنمای استفاده از رسانه های اجتماعی برای تازه کارها



    3- مورد بعدی به اشتراک گذاری رویداد هایی است که برند شما در آن حضور داشته و یا حتی در جایگاه میزبان قرار دارد. بدین ترتیب می تواند کسب و کار خود و برند منحصر به فردتان را در جریان اتفاقات مهم معرفی و از این طریق تعامل مناسبی با مخاطبان برقرار کنید.

    4- سعی کنید در قالب ویدئو های زنده نوعی مهارت جدید را به مخاطبان آموزش دهید. به عنوان مثال اگر در حوزه تجارت فعالیت دارید، روش های کاربردی موفقیت در این زمینه را انتقال دهید.

    تازه های بازاریابی دیجیتال در سال 2017

    لازم به ذکر است که باید پیش از آغاز پخش زنده برای کسب و کار خود در فضای مجازی، به مخاطبان خود اطلاع دهید تا این فرصت را از دست ندهند. در واقع بهتر است با برنامه ریزی قبلی وارد عمل شوید.


    محتوای کوتاه مدت

    محتوا های کوتاه مدت نیز از سال گذشته تاکنون به محبوبیت زیادی دست یافته اند. محتوای کوتاه مدت به پست هایی از فعالیت های روزمره یک کسب و کار اشاره دارد که پس از یک دوره زمانی محدود از بین می روند. این حالت در اینستاگرام تحت عنوان "استوری" شناخته می شود. البته ایجاد محتوا به این شکل که پس از 24 ساعت به صورت اتوماتیک پاک خواهد شد، برای اکثر کسب و کار ها جز قابلیت های نه چندان جذاب به شمار می رود. با این حال باید توجه داشته باشید که چنین پست هایی نیز توسط مشتری دیده می شوند و بهتر است در تمامی زمینه های به روز شده حضوری فعال از خود نشان دهید. از طرفی توصیه می شود محتوا های کوتاه مدت بیشتر برای موارد فوری و یا گذرا استفاده شوند، برای مثال هنگام حراج و یا تولید یک محصول جدید.

    در این حالت نیز همانند پخش زنده، اطلاع رسانی به مخاطبان از اهمیت ویژه ای برخوردار است.

    بازاریابی نفوذگر

    نکته دیگری که باید در بازایابی دیجیتال در نظر بگیرید، استفاده از سبک مارکتینگ نفوذگر است. اما بازاریابی نفوذگر به چه معناست؟ قطعا تاکنون تبلیغات متنوعی با حضور چهره های سرشناس مشاهده کرده اید. برای آن که تاثیر بیشتری بر مخاطب خود بگذارید، برای تبلیغات کسب و کار خود از این افراد کمک بگیرید. به این گونه افراد که می توانند موجی از مشتریان را با خود به سوی کسب و کار شما بیاورند، در اصطلاح نفوزگذار یا اینفلوئنسر گفته می شود. به عنوان مثال حضور بهرام رادان در کمپین های تبلیغاتی نوین چرم و یا رضا کیانیان در دمنوش های مثلی نیوشا.

    تازه های بازاریابی دیجیتال در سال 2017

    اگرچه ممکن است این روش مقداری هزینه بر باشد، اما نتیجه مثبت آن بار ها قوی تر از تبلیغاتی است که با استفاده از مدل های عادی انجام می شود. مزیت همکاری با چهره های معروف و یا متخصص در حوزه فعالیتی کسب و کار، افزوده شدن هزاران طرفدار وفادار از جانب فرد مذکور به مخاطبان مجموعه کاری شما خواهد بود. از این رو قطعا ارزش هزینه ای که صرف می کنید را خواهد داشت.


    تولید محتوای انحصاری

    امروزه بازاریابی بر اساس محتوا در فضای اینترنت و محیط های مجازی از ارزش بالایی برخوردار است. به گونه ای که اگر به این مسئله توجه کافی نشان ندهید، دست شما در بازاریابی دیجیتال کاملا خالی خواهد بود. از طرفی با ورود برند های بیشتر به بازار رقابت، تولید محتوای بکر و با کیفیت اهمیت روز افزون می یابد. برای دست یابی به این هدف بهتر است از نیروهای محتوا نویس متخصص کمک بگیرید، چرا که مطالب منتشر شده توسط کسب و کار شما به طور مستقیم نشانگر چهره اصلی مجموعه خواهد بود.


    پیشنهاد نویسنده: با SEO از آغاز تا امروز (قسمت اول)


     

  • چگونه یک برنامه بازاریابی رسانه اجتماعی خلق کنیم؟

    نترسید! نیازی به یک برنامه بازاریابی رسانه اجتماعی با 14 شبکه اجتماعی متفاوت نیست. همه کاری که باید انجام دهید گرفتن 5 تصمیم و سپس بر اساس آن ها عمل کردن است. به پرسش های زیر فکر کنید و به آن ها پاسخ دهید:

     

    1- کدام رسانه اجتماعی بهترین تناسب را با کسب و کار شما دارد؟

    2- اهداف بازاریابی رسانه اجتماعی شما چه هستند؟

    3- چگونه موفقیت برنامه بازاریابی رسانه اجتماعی خود را خواهید سنجید؟

    4- بودجه شما برای برنامه بازاریابی رسانه اجتماعی چقدر است؟

    5- چه کسی قرار است برنامه بازاریابی رسانه اجتماعی شما را اجرا کند؟

    چگونه یک برنامه بازاریابی رسانه اجتماعی خلق کنیم؟

    چه رسانه ای بهترین تناسب را با کسب و کار شما دارد؟

    اگر ظرفیت کافی برای استفاده از چند رسانه اجتماعی را ندارید، پس فقط بر یک یا دو رسانه تمرکز کنید و استفاده از آن ها را یاد بگیرید.

    کدام یک یا دو رسانه اجتماعی را انتخاب کنید؟ ساده است. آن هایی که بازار هدف شما استفاده می کنند.

    رسانه های اجتماعی متفاوت برای مخاطبان متفاوت هستند به عنوان مثال، LinkedIn  شبکه بزرگی از متخصصان کسب و کار است؛ Google+ اغلب توسط دانش آموزان و جوانان استفاده می شود؛ کاربران Pinterest اساسا خانم ها هستند. هم Facebook و هم Twitter پایگاه کاربر به نسبت برابری از نظر جنسیت دارند، هرچند توئیتر درصد بالاتری از کاربران دانشگاهی دارد.

    از کجا بدانید مشتریان شما از چه رسانه اجتماعی استفاده می کنند

    یک راه برای پی بردن به این موضوع پرسیدن از مشتریانتان است. کافی است یک نظرسنجی کوچک در فروشگاه و یا هرجایی که مشتریانتان هستند راه بیاندازید. اگر سایت شما ترافیک نسبتا خوبی دارد، نظرسنجی انلاین انجام دهید. SurveyMonkey یکی از ابزارهایی است که می توانید برای خلق نظرسنجی آنلاین از ان استفاده کنید. مردم را با جوایز یا سایر مزایای ملموس به نظر دادن ترغیب کنید.

    چگونه یک برنامه بازاریابی رسانه اجتماعی خلق کنیم؟

    روش دیگر استفاده از mail plug-in  برای پی بردن به پاسخ این پرسش است. اگر از Gmail استفاده می کنید، Rapportive به شما اجازه می دهد تا ببینید مخاطبان شما در شبکه های اجتماعی خود چه کاری انجام می دهند. اگر از Microsoft Outlook استفاده می کنی، Microsoft Oulook Connector برنامه مشابهی است. Xobni به شما پلاگین ها و برنامه های تلفنی را برای Gmail، Outlook، Android، Blackberry و iPhone می دهد که می توانید به روزرسانی ها را از لینکدین، فیس بوک و توئیتر دریافت کنید.


    بیشتر بخوانید: هر آنچه که برای بازاریابی تلفنی نیاز دارید (اینفوگرافی)


    اهداف بازاریابی رسانه اجتماعی شما چه هستند؟

    حال که تصمیم گرفتید از کدام رسانه اجتماعی استفاده کنید، باید تصمیم بگیرید هدف شما از حضور در آنجا چیست. برای کسب و کار، رسانه اجتماعی می تواند برای اهداف مشابهی همانند سایر کانال های بازاریابی به کار برده شود؛ شیوه پیگیری اهداف تفاوت دارد؛ نه خود هدف. به عنوان مثال شما می توانید از رسانه اجتماعی برای این موارد استفاده کنید:

    افزایش ارجاع ها یا سرنخ ها

    ایجاد تبلیغات دهان به دهان

    افزایش فروش محصول

    به عنوان یک خبره یا رهبر ایده مشهور شدن

    هدایت ترافیک به وب سایت یا وبلاگتان

    توسعه محصولات و خدمات جدید

    ارائه خدمات مشتری

    به عبارت دیگر، می توانید از رسانه های اجتماعی برای تعقیب و دستیابی به هرگونه هدف کسب و کاری که به ذهنتان می رسد استفاده کنید. ترفند در اینجا اطمینان از این است که هدفی انتخاب می کنید که قابل سنجش است.

    چگونه یک برنامه بازاریابی رسانه اجتماعی خلق کنیم؟

    نکته دیگر انتخاب یک یا دو هدف و حصول اطمینان از مکمل بودن آن ها است. به عنوان مثال، استفاده از رسانه های اجتماعی برای ارائه خدمات مشتری نیازمند روش اجرای بسیاری متفاوت نسبت به زمانی است که از رسانه های اجتماعی برای جلب ترافیک به وب سایت یا وبلاگتان استفاده می کنید.

    نکات تعیین هدف برای برنامه بازاریابی رسانه اجتماعی

    همانند هر زمانی در هدف­ گذاری، اهداف رسانه اجتماعی باید مرتبط، عملی، و قابل دستیابی باشند.

    اهداف احمقانه برای رسانه اجتماعی موجب نابودی شما خواهند شد. اهداف شما باید رابطه آشکاری با استراتژی کسب و کارتان داشته باشند.

    وارد عمل شوید: فکر کنید. اولویت بندی کنید. اهداف رسانه اجتماعی خود را بنویسید. تا آنجا که می توانید آن ها را خاص کنید.


    بیشتر بخوانید: کسب رتبه بالا در سرچ گوگل چه مدت زمان لازم دارد؟ (اینفوگرافی)


    چگونه موفقیت برنامه بازاریابی رسانه اجتماعی خود را خواهید سنجید؟

    این گامی است که اغلب مالکان کسب و کارهای کوچک زمانی که در تلاش برای خلق برنامه رسانه اجتماعی هستند فراموش می کنند، اما این گام یکی از مهم ترین کارها است. موفقیت رسانه اجتماعی باید بوسیله مقیاسی یکسان همانند سایر تلاش های بازاریابی سنجیده شود؛ هزینه و بازده سرمایه  (ROI). به همین دلیل حیاتی است اهداف رسانه اجتماعی را به گونه ای انتخاب کنید که بتوانید آن ها را بسنجید.

    چگونه یک برنامه بازاریابی رسانه اجتماعی خلق کنیم؟

    برای اینکه کار سنجش ROI رسانه اجتماعی را ساده تر کنید، وب سایت داشته باشید. داشتن وب سایت همچنین به فالوورهای رسانه اجتماعی شما یک مقصد می دهد؛ به نوعی همانند یک پورتال برای کسب و کارتان عمل می­ کند.

    هنگامی که وب سایت داشته باشید می توانید از Google Analytics استفاده کنید، ابزاری رایگان که به شما امکان پیگیری و تحلیل داده های وب سایت ها، برنامه تلفن های همراه و رسانه های اجتماعی مختلف را می دهد. با استفاده از ویژگی هدف در Google Analytics به راحتی خواهید دید به عنوان مثال، آیا درگیری در هدف سایت شما محقق شده است یا خیر.

     

    وارد عمل شوید: اگر تا پیش از این وب سایت کسب و کار ندارید آن را خلق کنید و ابزارهایی را که برای اندازه گیری اهداف رسانه های اجتماعی تان به آن ها نیاز دارید نصب کنید.

    مراقب باشید! اگر تصور می کنید کار سنجش را رایگان انجام می دهید چون از توئیتر، فیس بوک یا پینترست استفاده می کنید که رایگان هستند و ابزارهای سنجشتان نیز رایگان بدست آورده اید، در اشتباه هستید! زیرا وقت شما هم ارزش پول دارد.

    برای بازاریابی کسب و کارهای کوچک از چه چیزی باید استفاده کنید؟

    آمیخته بازاریابی شما وابسته به بازار هدف شما دارد. اگر در حال فروش برنامه های مبتنی بر اینترنت به افراد جوان و باهوش هستید، تبلیغات آنلاین بخش عمده ای از بودجه شما را به خود اختصاص می دهد. اگر در حال فروش محصولات به افراد میانسالی هستید که نگران والدین خود هستند، رادیو و تلویزیون می تواند آیتم های اصلی در بودجه بازاریابی شما باشند.

    چه کسی برنامه بازاریابی رسانه اجتماعی شما را اجرا خواهد کرد؟

    قبل از اینکه بگویید خودتان برنامه رسانه اجتماعی تان را اجرا کنید، بگویید چقدر زمان آزاد در یک هفته دارید. درست است! شما بیشتر وقت خود را در هفته صرف برنامه ریزی و هدف گذاری برای رسانه های اجتماعی می کنید و زمان کافی برای اجرای نخواهید داشت.

    چگونه یک برنامه بازاریابی رسانه اجتماعی خلق کنیم؟

    رسانه های اجتماعی یکی از بزرگ ترین مصرف کنندگان زمان هستند. منظور این نیست که شما نمی توانید برنامه رسانه اجتماعی را برای کسب و کارتان طراحی کرده و خودتان آن را اجرا کنید. فقط باید مراقب باشید اگر خودتان می خواهید این برنامه را اجرا کنید باید از زمان بر بودن و نیاز به تداوم در عمل آگاه باشید.

     

    یک مورد دیگر اینکه اگرچه تعداد رو به افزایشی ابزار وجود دارد که می توانید برای خودکارسازی پست های رسانه اجتماعی استفاده کنید، بحث های زیادی در رابطه با جریمه هایی که به خاطر خودکارسازی پست ها توسط رسانه های اجتماعی مختلف اعمال شده است، وجود دارد. پس این را هم درنظر بگیرید: "آیا زمان کافی برای ارسال پست به طور مداوم را دارید یا خیر؟"

    برخی کسب و کارها برای حل این مشکل کارکنانی استخدام می کنند. اگر این کار را انجام می دهید، به خاطر داشته باشید هزینه کارکنانی که کار رسانه اجتماعی را انجام می دهند فقط حقوق و دستمزد آنها نیست، بلکه هزینه هر چیز دیگری که در زمانی که در حال نظارت، نظردهی و پست گذاری هستند را نیز شامل می شود.

    چگونه یک برنامه بازاریابی رسانه اجتماعی خلق کنیم؟

    وارد عمل شوید: درباره تعهدات زمانی خود به طور جدی بیاندیشید؛ تصمیم بگیرید که آیا می توانید وظیفه اجرای برنامه رسانه اجتماعی برای کسب و کارتان را خودتان انجام دهید یا خیر. اگر پاسخ بله است، خود شما باید کسی باشید که این کار را انجام می دهد، پس از گام اول شروع کنید و رسانه هایی که قرار است استفاده کنید را بررسی کرده و یکی را انتخاب کنید و با چگونگی کار آن آشنا شوید.

    اگر پاسخ خیر است، پس به سراغ جستجوی فرد یا شرکتی بروید که قادر به اجرای اثربخش برنامه رسانه اجتماعی برای شما خواهد بود.


    پیشنهاد نویسنده:کسب و کار شما چه رنگی است؟


     

  • با SEO از آغاز تا امروز (قسمت اول)

    بررسی تاریخچه SEO همانند بررسی تاریخچه دست دادن است. همه ما می دانیم وجود دارد و بخش مهمی از کسب و کار محسوب می شود. اما زمان زیادی را صرف تفکر درباره ریشه های آن نمی کنیم، فقط می خواهیم بدانیم چگونه از آن به طور روزانه استفاده کنیم.

    با این حال، برخلاف دست دادن، SEO نسبتا پدیده ای جوان و پیوسته در حال تغییر است. تصور می شود که زمان تولد آن در حدود سال 1991 باشد. در دوران عمر نسبتا کوتاهش به سرعت رشد کرده و به مرحله بلوغ رسیده است؛ کافی است نگاهی به تغییرات الگوریتم گوگل بیاندازید تا متوجه این امر شوید.


    بیشتر بخوانید: راهنمای استفاده از رسانه های اجتماعی برای تازه کارها


    خب SEO از کجا شروع شد، و چگونه این چنین اهمیت پیدا کرد؟ با ما همراه باشید تا به گذشته رفته و پاسخ این سؤال را بیابیم.

    اما ابتدا، نگاهی به موتورهای جستجو

    اولین ایده برای ساخت یک آرشیو مشترک برای تمامی داده ها در سراسر جهان در سال 1945 مطرح شد. چندین دهه بعد در سال 1990، Alan Emtage دانشجوی دانشگاه McGill،  آرچی (Archie) را خلق کرد، که برخی می گویند اولین موتور جستجو محسوب می شود. با این حال Archie همان چیزی بود که Slawski مدیر و بنیانگذار SEO by the Sea "بهترین راه برای یافتن اطلاعات از سایر سرورها در اینترنت به طور همزمان" نامید.

    با SEO از آغاز تا امروز

    دهه بعد شاهد چندین تحول اساسی بود، نسخه های تجاری تری از موتورهای جستجو که امروزه می بینیم:

    فوریه 1993: 6 دانشجوی دانشگاه استنفورد Architex را خلق کردند، که بعدها موتور جستجوی Excite نامیده شد. برخی می گویند Excite "انقلابی در روش طبقه بندی اطلاعات" بود که موجب ساده تر شدن یافتن اطلاعات از طریق دسته بندی نتایج بر مبنای کلیدواژه های یافت شده درون محتوا و بهینه سازی پس زمینه شد.

    ژوئن 1993: متیو گری وب گسترده جهانی World Wide Web Wanderer را آغاز نمود، که بعدها به wandex معروف شد.

    اکتبر 1993: مارتین کوستر ALIWEB را معرفی نمود، که به مالکان سایت اجازه می داد تا صفحات خودشان را ثبت نمایند.

    دسامبر 1993: حداقل سه موتور جستجوی bot-fed وجود دارند – JumpStation، RBSE spider و World Wide Web Worm – که احتمالا به این معنا است که آن ها بوسیله روبات های وب که می توانستند هم سرورها و هم محتوای سایت را برای تولید نتایج جستجو کنند قدرت یافته بودند.

    1994: موتورهای جستجوی Alta Vista، Infoseek، Lycos و Yahoo پدید آمدند.

    با SEO از آغاز تا امروز

    1996: بنیانگذاران گوگل لری پیج و سرگی برین شروع به ساخت موتور جستجویی نمودند که در ابتدا BackRub نامیده می شد.

    آوریل 1997: AskJeeves معرفی شد، که بعدها به com تبدیل شد.

    سپتامبر 1997: com به عنوان نام دامنه ثبت شد.


    بیشتر بخوانید: تکنیک های فروش آنلاین ؛ فارغ التحصیلی


    باید ذکر شود که حدود 20 سال بعد، در ژوئن 2009، مایکروسافت Bing را ارائه کرد؛ نسخه قبلی آن Live Search، Windows Live Search و MSN Search نیز نامیده می شد.

    اما اینجا جایی است که SEO پدیدار می شود. همانطور که موتورهای جستوجو به روز تر شده و به طور گسترده ای مورد استفاده قرار می گرفتند، مالکان آنها نیز باهوش تر شدند. همانطور که جامعه SEOMoz بیان می کند، "دریافته شد که با انجام یکسری اقدامات ساده، نتایج موتورهای جستجو می تواند دست کاری شده و از اینترنت پول بدست آورد".

    این نتایج چندان با کیفیت نبودند. و این همان جایی است که داستان SEO آغاز می شود.

    تاریخچه مختصری از SEO و جستجو

    دهه 90

    خانواده ها با اینترنت بیشتر ارتباط برقرار کرده و از موتورهای جستجو برای دسترسی راحت تر به اطلاعات استفاده نمودند. اما همانطور که در بالا ذکر شد، مشکل کیفیت نتایج وجود داشت.

    با SEO از آغاز تا امروز

    در عین حال که نتایج موتورهای جستجو با واژگان استفاده شده در جستجو مطابقت داشتند اما معمولا محدود به همان واژگان بود، زیرا حجم عظیمی از مالکان سایت ها بارها و بارها از کلیدواژه ها در متون خود استفاده می کردند تا رتبه بندی خود را بهبود بخشیده و ترافیک را به صفحات خود هدایت کنند.

    همچنین اندکی تبانی هم وجود داشت. علاوه بر کلیدواژه ها افراد از لینک های پشت سرهم استفاده می کردند تا قدرت خود را افزایش دهند. نه تنها هیچ معیار رتبه دهی وجود نداشت بلکه در آن زمان موتورهای جستجو الگوریتم های خود را بر این اساس تنظیم کرده بودند و اقدامات "سئو کلاه سیاهی" وجود داشت که این تنظیمات آن ها را حل نمی کردند.

     

    اما در همان زمان دو نفر در استانفورد به ایده ای دست یافتند

    این دو نفر مقاله ای در استنفورد با عنوان "آناتومی موتور جستجوی وب فوق متنی" را منتشر کرده و در آن نوشتند: "... مدل کسب و کار غالب برای موتورهای جستجوی تجاری، تبلیغات است. اهداف مدل کسب و کار تبلیغات همیشه با ارائه جستجوی با کیفیت به کاربران مرتبط نیست."

    در همین مقاله پیج و برین برای اولین بار PageRank را معرفی نمودند، فناوری که گوگل برای کمک به رتبه دهی نتایج جستجو بر مبنای کیفیت و نه صرفا کلیدواژه استفاده می کند. برخی ممکن است بگویند این نظر راه را برای سئو به شکلی که اکنون ما آن را می شناسیم باز کرد.

    با SEO از آغاز تا امروز

    اوایل دهه 2000

    اوایل دهه 2000 شاهد غلبه گوگل بود. در فرایند تبدیل نمودن فناوری موتورهای جستجو کمتر تبلیغات محور، گوگل شروع به تهیه اصول راهنما برای "سئو کلاه سفید" نمود. نوعی که آدم خوب ها به آن می پردازند.\ تا به رتبه دهی وب مسترها بدون هرگونه رفتار مشکوک و نادرست در دهه 90 کمک کند.

    2000-2002

    اما بر اساس Moz، این اصول راهنما هنوز اثر واقعی بر رتبه دهی نداشتند، پس افراد به خود زحمت دنبال نمودن آن ها را نمی دادند. این امر تا حدودd به این دلیل بود که PageRank مبتنی بر تعداد لینک های ورودی به صفحه ای معین بود، هرچه تعداد این لینک ها بیشتر باشند رتبه بالاتر خواهد بود. اما هنوز راهی برای سنجش اعتبار این لینک ها وجود نداشت. برای اوایل دهه 2000، همچنان احتمال استفاده از فنون backlinking برای رتبه دهی به صفحاتی وجود داشت که حتی با معیار جستجو متطابقت نداشتند.


    بیشتر بخوانید: 7 نکته برای پشتیبانی آنلاین مشتری


    در سال 2001، برین و پیج در برنامه چارلی رز شرکت کردند. هنگامی که میزبان از آن ها پرسید چرا به این خوبی کار می کند؟ برین تأکید کرد که گوگل یک موتور جستجو است نه چیزی دیگر، و در پی "وب به عنوان یک کل است، و نه صرفا اینکه کدام واژگان در هر صفحه حضور دارند". گوگل هزاران الگوریتم را به کار می گیرد تا از نزدیک این واژگان را بررسی کند.

    2003-2004

    این رویکرد به وب که چیزی بیش از صرفا واژگان است در نوامبر 2003 با به روز رسانی Florida برای الگوریتم گوگل شکل گرفت. سایت های زیادی رتبه خود را به دلیل این به روزرسانی از دست دادند و سایت های زیادی از این تغییر بهره بردند. این اولین بار بود که سایت ها به خاطر اموری همچون استفاده بیش از حد از کلیدواژه ها تنبیه می شدند، که تأکید گوگل بر حل مشکلات کاربر اساسا با محتوایی با کیفیت را نشان می داد.

    در سال 2004 یکی از اولین نسخه های جستجوی صوتی گوگل معرفی شد چیزی که نیویورک تایمز آن را تجربه ای نیمه تمام خواند. و در حالی که این فناوری هنوز در مراحل ابتدایی بود اما علامتی از اهمیت آینده تلفن همراه در سئو محسوب می شد.

     

     

Go To
Page Size