مقالات ایمیل مارکتیگ

  • شش نکته اساسی که هنگام استفاده از بازاریابی ایمیلی باید در نظر گرفت.

    امروزه با توجه به رشد شبکه های اجتماعی و استفاده ی هر چه بیشتر افراد از این شبکه ها و با توجه به روند رو به رشد این صنعت، روش های بازاریابی هم شکل تازه ای به خود گرفته است. استفاده از ایمیل در بازاریابی بسیار مورد استفاده قرار گرفته است و شرکت ها برای افزایش فروش خود از این روش استفاده می کنند. البته باید در نظر داشت که استفاده از بازاریابی ایمیلی علاوه بر مزیت های بسیاری که دارد اگر به درستی مورد استفاده قرار نگیرد نتیجه عکس خواهد داشت.

    در این مقاله شش نکته ی اصلی را که هنگام استفاده از بازاریابی ایمیلی باید رعایت کنید بیان کرده ایم.


    1. مخاطبین را بشناسید.

    برای استفاده از بازاریابی ایمیلی باید مخاطبتان را بشناسید. محتوای ایمیل های ارسالی تان باید متناسب با علایق، سلیقه ها و سبک زندگی مشتری هدف باشد وگرنه در همان ابتدا با شکست رو به رو می شوید. مخاطبتان چه فردی سختگیر باشد و چه فردی مشتاق به خرید, شما بدون شناخت نمی توانید او را توسط یک ایمیل قانع کنید.


    2. از اثبات های اجتماعی استفاده کنید.

    همواره می توانید با استفاده از مثالهای از گروه مرجع مثل هنرمندان، ورزشکاران ، بازیگران و سایر افراد مطرح و مشهور، در دادن اطلاعات محصولات خود به مشتریان استفاده کنید. زیرا این اشخاص محبوب افراد جامعه هستند و حرف و نظر و عقایدشان تاثیر به سزایی بر روی مخاطبان شما دارد.

    برای این کار می توانید به مشتریان شناخته شده ی خود اشاره کنید و یا آماری از تعداد مشتریان خود ارائه دهید. اگر می خواهید به فردی انگیزه ی خرید بدهید بهتر است به او نشان دهید که چه تعداد از رقبایش از محصول شما استفاده می کنند.



    3. عکس خود را ضمیمه کنید.

    ضمیمه کردن یک عکس پرسنلی از خود باعث می شود که شخص مورد نظر, ارسال کننده ی ایمیل را یک فرد بداند و نه یک ربات و اسپم. این کار می تواند آنها را وادار کند که به ایمیل شما پاسخ بدهند.


     4. آنها را نسبت به حل مشکلاتشان تحریک کنید.

    استفاده از احساسات فرد ابزاری قدرتمندی است, شما می توانید به او حس راکد بودن و عدم ترقی را القا کنید و یا ترس از تصمیم گیری نادرست را به او یاد آور شوید. برای قانع کردن فرد, شما بایستی به طرزی احساسی و هیجانی از مشکل مورد نظر صحبت کرده و سپس به او راه حلی ارائه دهید که نشان دهد شما چگونه می توانید به او در حل این مشکل کمک کنید.


    5. دلایلی قانع کننده برایشان بیاورید.

    دادن دلیل به افراد در خصوص اینکه چرا به محصول مورد نظر نیاز دارند , حتی اگر دلیلی ساده باشد، باعث می شود آنها را یک قدم به خرید نزدیک تر کنید. برای مثال می توانید بگویید که با استفاده از برنامه ای که شما ارائه می دهید سهام شرکت آنها بالاتر می رود.


    6. یادآور شوید که در انتخابشان کاملا آزاد هستند.

    هیچکس نمی پسندد که فرد دیگری نظرش را به او تحمیل کند. حتی اگر شما پیشنهادتان را با لحنی دوستانه بیان کنید باز هم فرد مقابل را بخاطر تحمیل پیشنهادتان آزرده خاطر کرده اید.

    اشاره ای کوتاه به این موضوع که شما قصد ندارید پیشنهادتان را به آنها تحمیل کنید بسیار کار آمد است. مطالعات اخیر روانشناسان نشان می دهد استفاده از جملاتی مانند " انتخاب و تصمیم نهایی با شماست " باعث می شود شانس قبولی درخواست شما توسط فرد مورد نظر دو برابر شود.

     

  • میلرلایت اولین رتبه رضایت در دنیا

     
     
     
     

    ایمیل به عنوان یکی از پیشتازترین ابزارهای بازاریابی همچنان در صدر بهینه ترین و با صرفه ترین راهکارهای تبلیغات آنلاین قرار دارد.

    کارزار به عنوان نماینده مجموعه میلرلایت در ایران توانسته است با معرفی محصول میلرلایت در ایران و آموزش درست شیوه ایمیل مارکتینگ بیشترین سهم بازار را در ایران به خود اختصاص دهد.

    خبر خوب اینکه طبقه آخرین گزارش مجله فوربس نرم افزار ایمیل مارکتیگ میلرلایت بین تمام رقبای خود در دنیا رتبه اول رضایت مشتری را با ۹۷ درصد مشتری راضی٬ کسب کرد.
     
     
     

     
    به مناسب این موفقیت از امروز تا فردا آخر وقت شما می توانید از ۲۰ درصد تخفیف میلرلایت برای تمام پلن ها استفاده کنید.

  • رتبه بندی ابزارهای بازاریابی دیجیتال از نظر استفاده کنندگان

    استفاده از نرم افزار می تواند یک تجربه خوشایند و یا یک تجربه بسیار بد برای افراد باشد.

    مطابق با هر نیازی که مشتریان دارند، احتمالا ده ها شرکت نرم افزاری برای محصولات خود پیشنهاداتی ارائه کرده اند. چگونه تشخیص دهیم نرم افزاری خوب است؟ یکی از راه های مطمئن پرسیدن از افرادی است که آن نرم افزار را استفاده کرده اند.

    ما داده های مشتریان شرکت Priceonomics     را تحلیل کرده ایم، این شرکت از 5000 مشتری خود که انواع برنامه های نرم افزاری را استفاده می کردند اطلاعات خود را جمع آوری کرده است.

    داده ها از پاسخ مشتریان به استفاده و یا عدم استفاده از نرم افزارها جمع آوری شده است.

    این تحلیل شامل 6 نوع نرم افزار از قبیل: landing page builders    ، form builders    ،      portfolio bulders    ،      live chat    ، email marketing     و ecommerce     است.

    در هر بخش، به سوالات زیر پاسخ می دهیم.

    •      چگونه داده های هر نرم افزار در مقابل سایر نرم افزارها جمع آوری شده اند؟
    •      کدام نرم افزار بهترین و یا بدترین رتبه را بدست آورده است؟
    •      و در نتیجه بهترین و بدترین نرم افزارها کدامند؟

    در ابتدا ، میانگین رتبه رضایتمندی کلی مشتریان از هر نرم افزار برای مقایسه آنها بدست آمد. در نمودار زیر درصد مشتریانی که محصول مورد نظر را پیشنهاد کرده اند آمده است. برای هر جدول، با حدود 450 تا 1450 مشتری صحبت کرده ایم.

    با مشاهده اطلاعات، این واضح است که برخی از طبقه ها میانگین رتبه ی بالاتری نسبت به سایرین دارند.

    در کل، میانگین رضایت مشتریان 85% است. نرم افزار live chat     با درصد 90 حدود 5 درصد از این میانگین بالاتر است. نرم افزار email marketing      حدود 4 درصد از میانگین بیشتر است و دارای 89% می باشد. نرم افزار     form buildet حدود 88% می باشد.

    نرم افزار های پایین تر از میانگین      portfolio builder     با 83% ، landing page builder     با 82% و  نرم افزار ecommerce     با 79% می باشند.

    حال با این اطلاعات و داده ها به تحلیل هر یک از نرم افزار ها می پردازیم.


    در ابتدا نرم افزار landing page builder

         این نرم افزار به استفاده کننده گان اجازه ایجاد وب پیج و به طور خاص وب پیج ترویجی و متناسب با کسب و کار را می دهد.

     در کل، میانگین رتبه رضایتمندی مشتریان 9 تا از landing page builder      ها بررسی شد. Thrive Landing Pages     با 93% رضایتمندی مشتریان در بالای جدول و      Wishpond     با 63% در انتهای جدول  قرار گرفتند.


    نرم افزار      Form builder

    این نرم افزار که امکان ایجاد فرم های آن لاین از هر نوع شامل فرم های افزایش سرنخ و یا فرم های پرداخت را به مشتریان می دهد با کسب 88% رضایتمندی مشتریان حدود 3%  بالاتر از میانگین قرار دارد.

    در این طبقه بندی،      Cognitoبا 95% در بالای جدول قرار دارد و با وجود اینکه سه تا از محصولات نرم افزار دارای درصدی کمتر از میانگین هستند باز هم درصدی بالای 80 را دارا می باشد.


    نرم افزار  portfolio builders 

    این نرم افزار توسط عکاسان، طراحان، هنرمندان و مدل ها برای ایجاد پرتفولیو های آن لاین در کار ایجاد می شود.

    این نرم افزار، محصولات رقابتی تری نسبت به سایر نرم افزارها دارد.

     

    Format     با 95% در بالای جدول قرار دارد،     22Slides     با 92    %    ، AllYou     با 90% و     SmugMug     با 90% در رده های بعدی قرار دارند. در انتهای جدول و پایین تر از میانگین Zenfolio     با 70%     و Viewbook     با 69% قرار دارند.


    نرم افزار Live chat 

    این نرم افزار به طور اختصاصی برای ایجاد ارتباطات خدمات مشتری در زمان واقعی دارای سرویس های وسیعی می باشد.

    در این طبقه بندی، چهار محصول _ Intercom    ، Tawk.to    ،      MyLiveChatو My Chat     _ بالاترین رتبه رضایتمندی را با 98% بدست آورده اند. 9 محصول دیگر با میانگین 90% هستند در حالیکه 10 تا از محصولات کمتر از میانگین می باشند.


    نرم افزار Email marketing 

    این نرم افزار که برای ایجاد لیست ایمیل استفاده می شود لیستی از عملکردهای بالا را بدست آورده است: 9 عدد از محصولات با میانگین 89% می باشند.

    جالب است، 4 نرم افزار از قبیل: Mailrlite     با 97%، ConvertKit     با 96%،      Constant Contact     با 96% و Robly     با 94% در بالای جدول قرار دارند و Mailchimp      با 93% در رده  پنجم قرار دارد.


    و در انتها، نرم افزارecommerce

    این نرم افزار برای انجام معاملات تجاری در اینترنت استفاده می شود. Shopify با 4% بالاتر از نرخ رقابت دارای درصد 98 می باشد.

    Shopify     رهبر صنعت است و با 98% در بالای جدول قرار دارد. Squarespace     با 94% و GoDabby     با 83% نرخی بالاتر از میانگین دارند در حالیکه UberCart     با 78% ،      Wix Commerce     با 77%      و Weebly Commerce     با 76% دارای نرخی کمتر از میانگین قرار دارد.

    **

    در مجموع، کدام شرکت های نرم افزاری مورد علاقه مصرف کنندگان هستند؟ لیست زیر براساس نوع نرم افزار با رنگ کد گذاری شده است در نتیجه شما می توانید ببینید که کدام طبقه بندی در رتبه بالاتر و یا پایین تر قرار دارند.

    در کل، برنامه های نرم افزاری که با ارتباطات مستقیم سروکار دارند مانند: live chat      و email marketing     بهترین عملکرد را دارند. از سویی دیگر نرم افزار ecommerce     که پیچیده تر می باشد در پایین دره بندی قرار گرفته است.

     

     

  • با بیان داستان بیشتر بفروشید! (با استفاده از مفهوم علم عصب شناسی) اینفوگرافیک

    کدام یک از دو مورد فروش زیر را ترجیح می دهید؟


    • محصول ما بیشترین امتیاز در رضایت مشتری را دارد. این محصول به میزان 33% از محصول شرکت X بهتر است. با خرید آن در پول و زمان خود صرفه جویی کنید.

    • آقای استیو از شرکت X  مشتری محصول ما از شش ماه گذشته تاکنون می باشد. او گفت با خرید این محصول به میزان  nدلار در هزینه های شرکتش صرفه جویی شده است. همچنین این محصول رضایت خاطر تمام کارمندانش را به همراه داشته و همه ی آنها از این محصول راضی بوده اند.

    من مطمئن هستم که مورد دوم را بیشتر پسندیده اید. حتی اگر هر دو مورد محتوای یکسانی داشته باشند مورد دوم جذاب تر می باشد.

    تصویر زیر را ببینید و دریابید که بیان داستان چقدر بر مشتری تان تاثیر بسزایی دارد.



  • راهنمای ۶ مرحله‌ای برندسازی با بودجه‌ی کم


    در بازاریابی از واژه‌ی برند و مشتقات آن زیاد استفاده می‌شود، اما همیشه در رابطه با معنای آن در کسب و کارهای مختلف ابهام وجود دارد. این واژه چه چیزهایی را شامل می‌شود؟ برای برندسازی باید متخصص استخدام کنم؟ برندسازی گران است؟

    پاسخ سوال آخر این است: لزوماً نه. راه‌های زیادی برای برندسازی بدون نیاز به بودجه‌های هنگفت وجود دارد. البته این کار زمان زیادی می‌طلبد، اما در نهایت شاهد بازگشت سرمایه، و در برخی موارد، حتی صرفه‌جویی در هزینه‌ها خواهید بود.

    با ما همراه باشید تا با هم ببینیم که چگونه می‌توانیم همین امروز برندسازی را شروع کنیم.

     

    ۱) مخاطب خود را بشناسید.

    این که ۸۲ درصد شرکت‌هایی که پیشنهادات ارزشمندتر دارند از خصوصیات رفتاری خریدار استفاده می‌کنند، تصادفی نیست.

    نیازها، اهداف و رفتار مشتریان بالقوه‌ی شما مشخص می‌کند که چگونه باید محصول یا سرویس خود را ارائه کنید. درک این موارد به شما کمک می‌کند تا بدانید مشتریانتان به دنبال چه هستند، چه چیزی آن‌ها را تهییج می‌کند و در کجای دنیای آنلاین زندگی می‌کنند. همان طور که می‌دانید داشتن این اطلاعات به شما کمک می‌کند تا یک برند قوی و اثرگذار داشته باشید و به افراد بیشتری دسترسی پیدا کنید.

     

    ۲) یک هویت برای خودتان بسازید.

    زمانی که شخصیت خریداران خود را پیدا کردید، کم کم می‌توانید به برندتان شکل دهید. این مسئله شامل ساخت هویت برند – چیزهایی که مردم را از برند شما آگاه می‌کند – است که در روابط عمومی مورد استفاده قرار می‌گیرد.

     

    ۳) در رسانه‌های اجتماعی حضوری مداوم داشته باشید.

    خوب، حالا می‌دانیم که مخاطبان شما چه کسانی هستند. و می‌دانیم که چه چیزی را چگونه قرار است بگویید. اما آن‌ها کجا هستند؟

    با توجه به این که احتمالاً تصویر واضحی از بخش های مختلف مخاطبین خود دارید، باید بدانید که آن‌ها بیشترین زمان خود را کجا و خصوصاً در کدام رسانه‌ی اجتماعی می‌گذرانند.

    با استفاده از اطلاعات جمعیت شناسی کاربران رسانه‌های اجتماعی که توسط مرکز تحقیقاتی Pew گردآوری شده درمیابیم که مخاطبان از پنج رسانه‌ی بزرگ اجتماعی یعنی فیسبوک، پینترست، اینستاگرام، لینکدین و توئیتر استفاده می کنند.

    با توجه به داده ها باید در نظر بگیرید که مخاطبین شما از کدام شبکه ی اجتماعی بیشترین استفاده را می کنند. اگرچه این حرف به معنای این نیست که باید بقیه‌ی سایت‌ها را فراموش کنید، اما به شما کمک می‌کند تا تمرکز و منابع خود را به سایت هدف اختصاص دهید.

     

    ۴) وبلاگ

    وبلاگ، خصوصاً در مرحله‌ی «جذب»، هسته‌ی مرکزی بازاریابی درون گرا است که افراد غریبه را به بازدیدکننده‌ی سایت شما تبدیل می‌کند.

     

     

    در حقیقت، وبلاگ‌نویسی احتمالاً بنیادی‌ترین مرحله‌ی بازاریابی درونگرا است. این قدم به شما کمک می‌کند تا با ساخت محتواهای آگاهی دهنده‌ای که با اطلاعات مورد نیاز فرد مرتبط است، به مشتری‌های واجد شرایط دست یابید. به همین دلیل ارتباط مطالب با مخاطب اهمیت زیادی دارد. وقتی متن می‌نویسید، مطمئن شوید که محتوا را متناسب با جستجوها بهینه‌سازی کرده باشید .

    باور کنید اگر درباره‌ی چیزی بنویسید، مخاطبین هم به دنبال همان مطالبی که نوشتنش در حوزه‌ی توان شماست خواهند بود. بعد از دوستان و آشنایان، وبلاگ سومین منبع قابل اعتماد اطلاعات است. به علاوه، این محتوا که در برندسازی با بودجه‌ی کم نقش مهمی بازی می‌کند، می‌تواند به پر بارتر کردن شبکه‌های اجتماعی شما کمک کند. 

    وبلاگ‌نویسی اگرچه از نظر مالی ارزان، اما نیاز به صرف زمان زیادی دارد. نمونه این سوال در بازاریابی درونگرا این است: «ترجیح می‌دهید روزانه یک ساعت وبلاگ‌نویسی کنید، یا همیشه در مقابل بازدیدکننده‌ها کمبود محتوا داشته باشید؟»

    مثل برنامه‌ریزی برای حضور در رسانه‌های اجتماعی، داشتن تقویم ویراستاری هم می‌تواند به داشتن زمانبندی استوار و محتوای تازه کمک کند.

     

    ۵) خدمات مشتریان را اولویت قرار دهید

    وقتی نام Zappos را می‌شنویم، اکثر ما بلافاصله یاد «خدمات مشتریان بی‌نظیر» آن می‌افتیم. این فروشگاه آنلاین البسه، این سطح از خدمات را به هسته‌ی رویکردهای تجاری و ارزشی خود تبدیل کرده است.

    این کار چه اهمیتی دارد؟ Zappos با پیاده‌سازی خدمات مشتریان عالی، به عنوان بخش مرکزی برند خود، در هزینه‌های بازاریابی و تبلیغات صرفه‌جویی زیادی کرده است. چون از تبلیغات کلامیِ مشتریان فعلی و بالقوه‌ی خود استفاده می‌کند، چیزی که ما آن را رسانه‌ی اکتسابی می‌نامیم. در این روش به جای صرف هزینه، از شهرتی که برند شما به واسطه‌ی کار ارزشمند خود کسب کرده استفاده می شود. (شرکت‌های آمریکایی به خاطر خدمات مشتریان بد سالانه حدود ۴۱ میلیارد دلار از دست می‌دهند.) 

    هدف باید ایجاد یک تجربه‌ی لذت بخش و مثال‌زدنی باشد. وقتی مشتری اولویت اصلی شرکت باشد، صحبت آن‌ها درباره‌ی شما نباید هزینه‌ای بر دوش شما بگذارد. به یاد داشته باشید که خودتان این اعتبار را کسب کردید.

    اما این قضیه به همان اهمیت هویت باز می‌گردد. وقتی در راه برندسازی قدم می‌گذارید، به ارزش‌هایی فکر کنید که می‌خواهید شما را بر مبنای آن‌ها بشناسند. آیا سرویس‌دهی عالی یکی از این ارزش‌هاست؟ این ارزش‌ها همان چیزی است که فرهنگ برند را شکل می‌دهد و بر صدایی که می‌خواهید به مخاطب برسانید اثر می‌گذارد.

     

    ۶) از برندسازی مشارکتی بهره بگیرید.

    وقتی تازه شروع به ساختن یک برند کرده‌اید، شاید مخاطبین زیادی نداشته باشید. اما همان طور که تا الان گفتیم، خودتان می‌توانید آن را بسازید، هر چند این کار زمان می‌برد. یکی از روش‌هایی که تا آن زمان برای شناساندن برند خود به مخاطبین بیشتر می‌توانید استفاده کنید این است که با شرکتی که مخاطب زیادی دارد همکاری نمایید.

    اما بی‌دلیل هر شرکت باسابقه‌ای را برای همکاری انتخاب نکنید. این برند باید با شما متناسب باشد. همکاری شما باید در نظر مخاطب منطقی به نظر برسد. برای برندسازی مشترک چند توصیه برایتان داریم:

    • مخاطبین شریک خود را در نظر بگیرید. آیا آن‌ها تمایلی به برند شما دارند؟ بدون کمک آن‌ها کار واقعاً برایتان مشکل است؟ مخاطبین آن شرکت چقدر به شما اعتماد دارند؟ مردم این روزها دیگر به روش‌های تبلیغاتی قدیمی اعتماد ندارند، پس مطمئن شوید که شریک شما طوری با مخاطب ارتباط برقرار کند که به جای ابهام، اعتماد ایجاد نماید.
    • چیزی برای ارائه به شریک‌تان داشته باشید. این شراکت باید برای شما، شریک‌تان و مشتریان یک توافق برد-برد باشد.
    • حتماً یک برند مشهور و غیر انتفاعی را برای شراکت انتخاب کنید. خیلی از مردم خریدهای خود را بر اساس جوابگویی اجتماعی برند مورد نظر انجام می‌دهند. در واقع، ۸۵ درصد جوانان گفته‌اند که این عامل باعث می‌شود یک برند را به شخص دیگری پیشنهاد بدهند.

     

    برندسازی را شروع کنید:

    ساختن برند خصوصاً وقتی منابع محدود است، کار بسیار سختی به نظر می‌رسد. اما همان طور که دیدیم، روش‌های اقتصادی زیادی نه فقط برای شروع، بلکه برای ادامه‌ی مسیری که آغاز کرده‌اید وجود دارد.

     سعی کنید از این کار لذت ببرید. البته حتماً باید برنامه‌ریزی و تصمیم‌گیری منطقی هم داشته باشید. اما این کار به طور کلی یک عمل خلاقانه است، پس اگر به مشکل برخوردید این قضیه را از یاد نبرید.

     

  • ۳ نکته زیرکانه از ایمیل مارکتینگ که باید بدانید!

     
     
     

    زندگی روزانه‌ی کسانی که فروشنده‌ی داخلی هستند معمولاً به این شکل است: وقتی مخاطب هدف جدیدی می‌بینید و می‌خواهید آن‌ها را جذب کنید، باید به دنبال اطلاعاتی که مربوط به آن‌هاست باشید. بعد با استفاده از ایمیل مارکتینگ از آن‌ها می‌خواهید با شما صحبت کنند. سپس صبر می‌کنید، و صبر می‌کنید، و باز هم صبر می‌کنید. اما آن‌ها هیچ وقت پاسخ نمی‌دهند.

    حقیقت این است که حتی مخاطبین داخلی هم برای پاسخ دادن یا به حرکت در آمدن به بیش از یک ایمیل نیاز دارند. پس به خودتان بستگی دارد که از چه روشی برای ارتباط با آن‌ها استفاده کنید.

    در این پست ۳ نکته در مورد نحوه استفاده از ایمیل مارکتینگ به شما می‌گوییم که برای رسیدن شما به مقصودتان مفید است.

     

    نکته ۱: تاثیر اولیه‌ی خوبی بگذارید.

    مادرها همیشه درست می‌گفتند که برداشت نخست خیلی مهم است. مثال این قضیه در ایمیل مارکتینگ یعنی عنوان ایمیل اهمیت دارد. شاید حرفی که می‌خواهید بزنید همان چیزی باشد که مخاطب به دنبالش است، اما اگر عنوان شما طوری نباشد که شخص را ترغیب به باز کردن ایمیل بکند، آن‌ها هرگز متن ایمیل شما را نخواهد دید.

    در این رابطه چند آمار ببینید:

     

    • ۳۳ درصد گیرنده‌ها ایمیل را بر اساس موضوع عنوان آن باز می‌کنند. ۶۹ درصد گیرنده‌ها ایمیل‌ها را فقط بر اساس همین عنوان به عنوان اسپم علامت گذاری می‌کنند (Convinceandconvert).
    • ۴۰ درصد ایمیل‌ها ابتدا بر روی موبایل باز می‌شود، و با توجه به میانگین اندازه‌ی صفحه‌ی این دستگاه‌ها فقط ۴ تا ۷ کلمه از عنوان موضوع در صفحه دیده می‌شود (Contact Monkey).
    • موضوعاتی که ۳۰ یا کمتر از این مقدار نویسه داشته باشند نرخ باز شدنشان بالاتر از میانگین است (Adestra).

     

    به مخاطب و مشکلی که می‌خواهید برایشان حل نمایید فکر کنید. حالا راهی برای بیان این موضوع در ۱ تا ۳ واژه بیابید بعد از این که این کار را کردید، عنوان موضوع شما می‌تواند به سادگی «سوالی درباره‌ی [۱ تا ۳ واژه]؟» باشد. مثلاً سوالی درباره‌ی استخدام، سوالی درباره‌ی حقوق یا سوالی درباره‌ی پرداخت‌های آنلاین. هر چیزی را که مدنظرتان است با کمترین واژگان ممکن در بخش موضوع بیاورید.

    اگر می‌خواهید بدانید خط موضوع چگونه کار می‌کند، حواستان به جریان نوتیفیکیشن‌ها باشد. اگر موضوع خاصی بازده کافی ندارد و باز نمی‌شود، بهتر است آن را عوض کنید.

    اما حتی اگر مخاطب ایمیل را باز بکند هم هیچ تضمینی وجود ندارد. اگر محتوای خود را فوراً به شخص منتقل نکنید، دلیلی ندارد که متن شما را تا انتها بخوانند. پس در ابتدای متن از معرفی‌های شخصی بپرهیزید، این اطلاعات باید در امضای ایمیل باشد. پیغام خود را با محتوای اصلی شروع کرده و بلافاصله به سراغ آنچه برای ارائه کردن در نظر دارید بروید.

     

    محتوا (اولین جمله‌ی ایمیل):

     

    • اخیراً [رویداد خبری] [نام شرکت] را دیدم.
    • [منابع مشترک] درباره‌ی [اوضاع] به من گفته‌اند.
    • [پست/توئیت/مقاله] اخیرتان که در مورد [موضوع] بود را دوست داشتم.
    • [ترفیع مقام/دستاورد/جایزه] شما را تبریک می‌گویم.

     

    متن [جمله‌ی دوم و سوم ایمیل]:

     

    • من ایده‌هایی در مورد [نقاط قوت بصری] دارم. خوشحال می‌شوم اگر بتوانید زمانی را برای صحبت درباره‌ی [راهکار] تنظیم کنید.
    • [لینک به محتوای مورد نظر] را ببینید. اگر دوست داشتید در این مورد صحبت کنیم، به من خبر بدهید.
    • اخیراً به یک شرکت دیگر کمک کردم تا [درآمد بیشتری داشته باشند]. [نام شرکت] نیازی به کمک ندارد؟

     

    فوراً به سراغ اصل مطلب بروید و بر مخاطب و نیازهای او تمرکز کنید.

     

    نکته ۲: همیشه یاری کننده باشید.

    حتی بهترین ایمیل‌ها هم ممکن است همیشه جواب نگیرند. مردم مشغول‌اند. حتی اگر بخواهند با شما صحبت کنند هم پروژه‌های دیگری روی دستشان مانده که باعث می‌شود به پیام شما توجه کافی نداشته باشند. توصیه می‌کنم به عنوان بخش‌های مختلف دنباله‌ی خود دو یا سه ایمیل دیگر هم بفرستید. 

    اگر می‌خواهید فروش‌تان را بالا ببرید، مطمئن شوید که هر ایمیل ارسالی محتوی اطلاعات ارزشمندی برای مخاطب باشد. اگر حرف‌های بیهوده بزنید، افراد دلیلی نمی‌بینند که به پیام‌ها پاسخ بدهند.

    اگر دیگر نمی‌دانید چه بگویید، به مشکلی فکر کنید که می‌خواهید برای آن راهکار ارائه دهید. اگر برای حل آن نیاز راه‌حل عملی دارید، آن را برای یکی از ایمیل‌های بعدی خود نگه دارید. اگر یک آموزش «چگونه» (How-to) یا چیزی مشابه آن دارید، این موضوع به خودی خود می‌تواند یک ایمیل خوب باشد. در رسانه‌های اجتماعی یا وبلاگ‌های محبوب خود دنبال مقاله‌های مرتبط با این موضوع بگردید و آن را به عنوان یک ایمیل دیگر ارسال کنید. و اگر مخاطبان شما در شبکه‌های اجتماعی حضور دارند، حتماً پروفایلشان را ببینید تا متناسب با پست‌هایی که می‌گذارند بتوانید به آن‌ها جواب دهید. 

    اگر از نرم افزار ایمیل مارکتینگ استفاده می‌کنید، می‌توانید از باز شدن ایمیل‌ها باخبر شوید. حتی فراتر از این، اگر در پیغام خود لینک گذاشته باشید و آن لینک توسط مخاطب باز شود، توسط نرم افزار به شما گفته خواهد شد. کلیک بر روی لینک، نشانگر خوبی برای ارتباط موثر با مخاطب است. اگر بر روی لینک‌هایی که گذاشتید کلیک نمی‌شود، زمان آن است تا متن‌تان را عوض کنید.

     

    نکته ۳: بدانید چه زمانی باید عقب نشینی کنید.

    به دو دلیل پنجمین ایمیل آخرین ایمیل شماست. اگر کسی به پیام شما علاقه نشان نمی‌دهد، صرف زمان و تلاش اضافه، دیگر فایده‌ای ندارد. آزار دادن کسی که جواب نمی‌دهد باعث نمی‌شود او با شما صحبت کند. در حقیقت، با این کار شانس‌های آتی خود را برای حرف زدن با آن شخص از بین می‌برید. ادامه دادن پیام بعد از ایمیل پنجم نه به شما کمک می‌کند، نه برای مخاطب فایده‌ای دارد.

    اما دلیل بهتری برای خاتمه دادن به این دنباله وجود دارد، و این همان چیزی است که Blair Enns آن را «بستن حلقه» (Closing the Loop) می‌نامد. شما اساساً به فرد مقابل می‌گویید که دیگر به او پیام نمی‌دهید. Enns توصیه می‌کند که این پیام را تا حد ممکن به دور از احساس بنویسید. مثال زیر را ببینید:

     

    موضوع: بستن حلقه 

    سلام [نام مخاطب]؛

    در رابطه با [پروژه/فرصت] خبری از شما نگرفتم، بنابراین فرض می‌کنم که قدم در مسیر دیگری گذاشتید یا اولویت‌هایتان تغییر کرده است.

    اگر در آینده مایل به همکاری بودید من را خبر کنید. 

    با احترام،

    [نام شما]

     

    اگر مخاطب واقعاً تمایلی به پیام شما نداشته باشد، یا به آن جواب نمی‌دهد یا با یک پاسخ کوتاه تایید می‌کند که نمی‌خواهد با شما همکاری کند. اما اگر پیام شما حتی خیلی کم توجه او را جلب کند، همین ایمیل شخص را به عمل وا می‌دارد، یا حداقل به شما می‌گوید که وقت مناسب برای شروع کار چه زمانی است. و به این ترتیب نقطه‌ی آغاز مناسبی برای دنباله‌ی خود خواهید داشت.

     


  • ۲۱ حقیقت جالب در مورد ایمیل مارکتینگ که شما را شگفت زده خواهد کرد!

     زمانیکه نرخ بازگشت سرمایه از ایمیل مارکتینگ را مشاهده می کنیم پی می بریم که استفاده از ایمیل مارکتینگ هنوز هم یکی از موثرترین راههای ارتباط با مشتریان است.... اما همه ی ایمیل ها سهم یکسانی در بازگشت سرمایه ندارند.

    دپارتمان های بازاریابی حرفه ای 2.5 برابر میانگین، نرخ بازگشت سرمایه دارند.

    بنابراین قبل از مطالعه نتایج آماری هیجان انگیز ایمیل مارکتینگ از آن استفاده نکنید...

    1.       بر طبق مطالعات اخیر VB INSIGHT ، ایمیل مارکتینگ نرخ بازگشت 38 برابری دارند یعنی اینکه به ازاي هر 1000 تومان سرمایه گذاری 38000 تومان سود ایجاد می کند.

    2.    مطالعه DMA نشان می دهد که 77 درصد بازگشت سرمایه از کمپین های ایمیلی است که به مخاطبان بخش بندی شده و هدف گذاری شده ارسال می شود و یا ایمیل هایی ک به واسطه رفتار یک کاربر ارسال می شود.

    3.      کسانی که ایمیل تبلیغاتی محصولات را می گیرند نسبت به کسانی که این ایمیل ها را دریافت نمی کنند 138 درصد بیشتر خرید می کنند.
     


     4.       بر طبق گزارش Blueshift’s 2016 Benchmark ، ارسال ایمیل  بر اساس رفتار کاربر 624 درصد نرخ تبدیل بیشتری نسبت به ارسال ایمیل های گروهی دارد.

     5.      امروزه 56 درصد از ایمیل ها در گوشی های موبایل باز می شوند. این بدین معنی است که تعداد ایمیل هایی که در موبایل ها باز می شود به نسبت تعدادی که در کامپیوتر های شخصی باز می شود بیشتر است.
     
     


    6.        بر طبق داده های The Relevancy Group، بیشترین مشکلی که افراد با ایمیل ها دارند شامل 1- پر شدن حجم باکس ایمیل باشد (44 درصد) و 2- وبسایت ها و landing Page هایی که برای گوشی همراه طراحی نشده اند(26 درصد) می باشد.

    7.      ایمیل های ارسالی b2c که با تلفن همراه باز و دیده می شوند، 57.4 درصد نسبت به ایمیل های ارسالی به b2b می باشد.

    8.      از نوامبر 2016 تا کنون، 53 درصد از ایمیل ها در گوشی اپل و با اپلیکیشن ایمیل آن  باز شده است.

     9.      در سال 2016، 78 درصد بازاریاب ها با مشکل رشد لیست مشتریان و خستگی بیش از حد مواجه بودند در صورتیکه همین درصد مشکلاتی در ادامه رویه تولید محتوای مرتبط بازاریابی خود داشتند.

    10.     بر طبق مرکز داده ی Marketing Institute  ، نرخ کلیک به پایین ترین میزان یعنی 2 درصد از سال 2010 تا 2015 رسیده است.

    11.    تنها کمتر از 20 درصد از مشتریان تمایل دارند که ایمیل های تبلیغاتی شرکت ها را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارند.

    12.    بر طبق لیست Brightwave،  78 درصد از مصرف کنندگان بیان می کنند که بسیاری از برندها آنها را به عنوان یک انسان درک نمی کنند.

    13.    فروشگاه لباس JustFad  مشاهده کرد که با شخصی سازی پیام های ایمیل مارکتینگ خود، 103 درصد افزایش درآمد داشته است.

    14.    پیام های ایمیلی که برای مشتریان شخصی سازی شده باشد میزان کلیک و تماس را به اندازه  14 درصد افزایش می دهند، همچنین این ایمیل ها نرخ بازگشت مشتریان را 10 درصد بیشتر می کند.
     
     


    15.   41 درصد از کسب و کارها داده ها و اطلاعاتشان را از عملکرد کمپین ایمیل مارکتینک خود توسط نیروهای فروش بدست می آورند.  از سایر منابع جمع آوری اطلاعات: داده های تحقیقاتی با 39 درصد و داده های معامله ای با 37 درصد می باشند.

    16.    مرکز KPIs میزان کلیک ایمیل ها را 70 درصد، نرخ تبدیلشان را 60 درصد و میزان باز شدن ایمیل ها توسط مخاطبین را 56 درصد اندازه گیری کرده است.

    17.  50 درصد از ایمیل های ارسال شده به مخاطبان به دلیل عدم آگاهی آنها از چگونگی لغو اشتراکشان اسپم می شوند.
     
     


    18.   69 درصد از ایمیلی های ارسالی صرفا به دلیل نداشتن عنوان جذاب اسپم می شوند و 21 درصد از ایمیل ها حتی با عنوان خوب هم اسپم می شوند. بر طبق گزارشات  Convince and Convert، 41 درصد از ایمیل های اسپم شده در باکس اسپم بر اساس نام و آدرس ارسال کننده دوباره کلیک می شوند.

    19.   امروزه ایمیل ها بخشی از زندگی افراد شده است و 73 درصد از افراد به دلیل علاقه شان به ایمیل ترجیح می دهند از برندهایی خرید کنند که برایشان ایمیل می فرستند.

    20.   اکنون 44 درصد از افراد شبانه روزی به گوشی هوشمند برای دیدن پیام هایشان دسترسی دارند.
     
     


    21.   85 درصد از مشتریان برای گرفتن تخفیفات وارد ایمیل خود می شوند، اما بزرگترین بخش بعدی بازار( 41 درصد ) در جستجوی اطلاعات به روز و محصولات نو می باشند.

     

     

     

  • معرفی نوع جدیدی از فرم Popup

    فرم های Popup این روزها در همه جا مورد استفاده قرار می گیرند از کوچک ترین نوع آن ها تا فرم هایی که به صفحات بزرگ تری ختم می شوند. شاید شما از فرم های Popup بیزار باشید اما نباید آن ها را نادیده بگیرید.

    به نظر می رسد که استفاده از این نوع فرم ها تاثیر بسیار زیادی در جمع آوری ایمیل دارد خوشحالیم که با استفاده از میلرلایت می توانید به راحتی فرم Popup را ایجاد کنید  ما اخیرا ویژگی های جدیدی به آن اضافه کرده ایم در ادامه نکات موثری را در این مورد به شما ارائه می دهیم.

    چه خبر؟

    هنگام ایجاد یک فرم Popup یا ویرایش فرمی که قبلا طراحی کرده اید، گزینه های جدیدی را مشاهده خواهید کرد با کلیک بر دکمه ی Design می توانید نوع نمایش فرمتان را انتخاب کنید.

    یک نوع که قبلا وجود داشت و ما دو نوع دیگر از، نمایش آن را اضافه  کرده ایم.

    Bar 

    نمایش یک نوار که به پایین و یا بالای صفحه می چسبد. وجود این نوع نوار باعث می شود تا مشترکین بتوانند ایمیل خود را به راحتی وارد کنند.

    با استفاده از میلرلایت می توانید این نوار را در بالا یا پایین صفحه قرار دهید و با استفاده از تب Settings

    در قسمت FORM POSITION می توانید مشخص کنید که فرم در بالا یا پایین صفحه نمایش داده شود هم چنین با انتخاب گزینه ی Remain at the top while scrolling مشخص می کنید که فرم  تا زمانی که اسکرول انجام شود در صفحه باقی بماند .

    نکته: زمان نمایش این فرم را چند ثانیه بعد از ورود کاربر به صفحه قرار دهید.

    Slidebox

     

    فرم slidebox نوعی است که به گوشه ای از صفحه شما می چسبد. این نوع فرم در زمانی که یک بازدید کننده در حال خواندن صفحه شما است، به صورت کشویی کار می کند.

    در میلرلایت، می توانید از قسمت Settings برای نمایش پنجره کشویی اسلاید در سمت چپ یا راست صفحه استفاده کنید.

    نکته: وقتی یک بازدید کننده 50٪ صفحه را اسکرول کرد، فرم Slidebox را نمایش داده شود

    چگونه کار می کند؟

    بعد از انتخاب نوع فرم پاپ آپ یعنی بعد از اینکه طراحی آن تمام شد وارد قسمت Behavior می شوید که این قسمت در مقالات فرم پاپ قبلا آموزش داده شده است.

    امیدواریم که از این ویژگی استفاده کنید و با نظرات ارزشمندتان ما را در بهبود این نرم افزار یاری کنید.

     

  • 7 نکته برای طراحی صفحات مانا (Landing Pages) با نرخ تبدیل بالا

    بر اساس گزارش معیارهای بازیابی در سال 2012، شرکت ها تنها با افزایش تعداد صفحات مانا خود از 10 به 15، توانسته اند جذب مشتری های خود را تا 55 درصد افزایش دهند. نکته دیگر آنکه بر اساس گزارش Marketing Sherpa  از معیارهای بهینه سازی صفحه فرود، قالب بندی صفحه ها عامل بسیار مهمی در عملکرد وب سایت است.

    صفحات مانا یکی از بخش های اصلی و غیر قابل انکار در راهبردهای موفق بازاریابی در سطح داخلی هستند . این صفحات کانون اصلی جذب هدفمند مخاطب محسوب می شوند، و به همین دلیل هر کمپینی که قصد راه اندازی با مدیریت آن را دارید، باید با یک صفحه فرود در ارتباط باشد –  در مقابل آن صفحه خانه وب سایت قرار دارد که بازدیدکنندگان پس از ورود به آن باید خودشان تصمیم بگیرند که در مرحله ی بعد کجا بروند.

    اما در حالی‌که  افزایش صفحات مانا می تواند تأثیر بسیاری بر جذب مخاطب داشته باشد، نکته مهم دیگر آن است که صفحات مانا شما باید ظاهر خوبی داشته باشند تا موثر واقع شوند.

    ما قصد داریم این کار را تا حدی برای شما آسان تر کنیم، زیرا همانطور که می دانید، طراحی خوب یک صفحه می تواند بسیار چالش برانگیز باشد- به خصوص اگر شما طراح نباشید. بنابراین برای کمک به ایجاد صفحات مانا زیبا با نرخ تبدیل بالا، می خواهیم چند روش بهینه برای طراحی را با شما به اشتراک بگذاریم.

    چگونه صفحه فرودی طراحی کنیم که بازدیدکننده را به مشتری تبدیل کند؟

    7 روش بهینه برای طراحی صفحات مانا با نرخ تبدیل بالا

    1) به اصل مطلب بپردازید.

    همه‌ی ما می‌دانیم که دامنه‌ی توجه افراد بسیار کوتاه است-  پس چرا نباید چنین موضوعی را در ساخت صفحات مانا در نظر بگیریم؟ بازدیدکنندگان آنلاین معمولا حوصله ی خواندن یک صفحه کامل از اطلاعات را ندارند. اما، همین افراد، با نگاه خود به دنبال اطلاعات می گردند تا چیزی را که می خواهند پیدا کنند. بنابراین زمانی که در حال طراحی صفحات مانا خود هستید، صریح و بی پرده باشید.  افراد با هدف خاصی به صفحه وارد شده اند، پس نیاز است که با تأکید بر ارزش چیزی که ارائه می کنید و ارتباط آن با نیازها، علایق، یا مشکلات افراد، به صورت مختصر و مفید به این هدف بپردازید. از تیترهای اصلی و فرعی کاملا واضح استفاده کنید، نکات مهم را به طور دقیق بیان کنید تا کاربران بدانند از این محصول یا خدمت چه چیزی نصیبشان می شود، با استفاده از فونت های بولد شده یا ایتالیک بر نکات اصلی تأکید کنید و تا جایی که ممکن است مطالب را خلاصه بیان کنید.

    2) از رنگ های متضاد استفاده کنید.

    به یاد داشته باشید که همیشه می‌خواهید تماس هایی که برای کار دریافت می کنید، از صفحه‌ی فرود نشأت گرفته باشد. بنابراین زمانی که بازدیدکنندگان را برای پر کردن یک فرم و کلیک روی دکمه‌ی ثبت تشویق می کنید، مطمئن شوید که آن فرم یا کاری که بازدیدکنندگان باید انجام دهند، برای آن ها آسان و قابل درک باشد. به همین دلیل استفاده از رنگ‌های متضاد و مکمل،  می‌تواند روشی مناسب برای جلب توجه بازدیدکننده به مسائلی باشد که مد نظر شما است.

    برای مثال، یکی از این صفحات مانا را در نظر می گیریم. در حالی‌که تمام صفحه پر از تصاویر و نوشته های آبی و سفید است، دکمه‌ی  ثبت به رنگ صورتی روشن انتخاب شده است. این موضوع باعث می شود که دکمه در صفحه نگاه را به خود خیره کرده و به راحتی توجه خواننده را به خود جلب کند.

    3) لوگوی مخصوص خود را به کار ببرید.

    کاری کنید که برند شما در طول مدت دانلود محتوا یا محصولات، جلوی چشم افراد باشد تا بازدیدکنندگان بدانند دقیقا در چه صفحه ای قرار دارند. تمامی صفحات مانا شما باید طوری طراحی شوند که لوگوی شما به شکلی راهبردی روی صفحه قرار داشته باشد.  حتی زمانی که احتیاجی ندارید که آن را به کانون توجه صفحه تبدیل کنید، بسیار مهم است این لوگو تا حدی مشخص باشد تا افراد صفحه فرود را به عنوان بخشی از کسب و کار شما بشناسند. این روش، به خصوص برای بازدیدکننده‌هایی که از منابع خارجی بدون برند، مانند رسانه های اجتماعی یا صفحات جست و جو، وارد صفحه فرود شما می شوند، بسیار اهمیت دارد. به محض آنکه در مورد موقعیت لوگو در صفحه تصمیم گرفتید، این نقطه را در تمام صفحات خود اعمال کنید تا ثبات خود را حفظ کرده باشید.

    4)  از در هم و برهم شدن صفحه جلوگیری کنید.

    در حالی که نمایش تصاویر عجیب و غریب در صفحات مانا می تواند ایده ای بسیار جالب به نظر برسد، تست های الف/ب در HubSpot  به طور مکرر نشان داده است که گنجاندن تعداد زیادی تصویر روی صفحه، به افزایش نرخ تبدیل کمکی نمی کند. در واقع، این موضوع معمولا باعث می شود که حواس خواننده از موضوع اصلی صفحه فرود پرت شود، و به جای تبدیل بازدیدکننده به مشتری، به  ایجاد اصطکاک و تنش در صفحات مانا کمک می کند. در حالی که ظاهرگرافیکی برای یک وب سایت واقعا جذاب است، طراحی گرافیکی می تواند زمان بارگذاری صفحه شما را بالا ببرد. در واقع، بر اساس اظهارات گروه آبِردین، تأخیر یک دقیقه ای در زمان بارگذاری صفحه موجب می شود که رجوع به این صفحات حدود 11 درصد، و رضایت مشتریان در حدود 16 درصد کاهش پیدا کند و درصد تبدیل (بازدیدکننده به مشتری) هم حدود 7 درصد کمتر شود.

    بله! سادگی صفحه را حفظ کنید و مطمئن شوید تصاویری که روی صفحات مانا استفاده می کنید، هم سو با مسیر تبدیل بازدیدکننده به مشتری بوده و حواس بازدیدکنندگان را پرت نکند.

    5) هرگز قالب‌بندی صفحات را دست کم نگیرید

    قالب‌بندی احتمالا آسان ترین رویکرد بهینه برای طراحی صفحات مانا به شکلی هنرمندانه و زیبا است. بعلاوه،  این روش می تواند با کمترین تلاش، نتایج بسیار مطلوبی رابه دنبال داشته باشد. کاملا واضح است که قالب‌بندی تیترها، تصاویر،  متن، فرم و ... می‌تواند به تأکید بیشتر روی محصول یا خدمات پیشنهادی شما کمک کرده و با ایجاد یک ارتباط چشمی خوشایند، بازدیدکننده را برای تبدیل شدن به یک مشتری راهنمایی کند.

    حال یک نمونه دیگر را در نظر بگیرید. این الگو دارای تیتر اصلی و فرعی مشخص بوده و پس از آن کادری برای گنجاندن اطلاعات دقیق تنظیم شده است. علی رغم آنکه متن نوشته شده در آن طولانی است ( و با یک قالب بندی درست می تواند با قرار دادن دایره هایی به صورت نکات تفکیک شده بیان شود) صفحه فرود به دلیل قالب بندی ظاهری مناسب آن، با یک نگاه قابل هضم است.

    6) به صفحه خود، شواهد اجتماعی اضافه کنید

    همانند افزودن بررسی های موردی یا توصیه ها، می توانید شواهد اجتماعی هم به صفحات مانا خود بیفزایید. این کار موجب می‌شود که محتوای شما در صفحه و محصولات یا خدمات ارائه شده، از سوی شخص سومی هم تأیید شود و به افزایش نرخ تبدیل کمک کند. آیا نمونه های موردی یا شواهدی دارید که بتوانید نقل قول هایی از آن استخراج کنید؟ می توانید کار را با جست و جو در شبکه‌‎های اجتماعی مانند توئیتر، فیسبوک، یا هر پلت فرم اجتماعی دیگری که می شناسید آغاز کنید. می توانید ازتوئیت های کاربرانی  استفاده کنید که محصولات شما را دانلود کرده اند و نظرات مثبتی در مورد آن داشته اند و یا نقل قولی را از پیام رضایتمندانه ای ذکر کنید که به فیسبوک شما ارسال شده است. آیا مطلع هستید که تاکنون چند نفر این محصول پیشنهادی شما را دانلود کرده اند، تا بتوانید آن را با رنگ و لعاب در صفحه فرود ذکر کنید. (برای مثال، " تاکنون حدود دو هزار نفر این کتاب صوتی را دانلود کرده اند!")؟ این اطلاعات هم می تواند شواهد اجتماعی محسوب شود.

    7) ثبات خود را حفظ کنید.

    و اما  نکته ی پایانی. مطالعه‌ی MarketingSherpa را که در ابتدای مقاله به آن اشاره شد به یاد می آورید؟ بله، زمانی که می‌خواهید بررسی کنید کدام یک از اجزای یک صفحه فرود بیشترین تأثیر را بر عملکرد وب‌سایت دارد، قالب‌بندی صفحه قطعا در صدر لیست قرار می گیرد. دلیل این اهمیت آن است که نغییر قالب بندی صفحه می تواند دسترسی کاربر به صفحات را در وب‌سایت شما دشوار تر کند.

    در حالی که سنجش مداوم و پیوسته ی اجزای صفحات فرود، برای رسیدن به بهترین نتایج بسیار اهمیت دارد، باید دقت کنید که هر بار قالب وب سایت خود را بیش از حد تغییر نداده باشید. کمی ثبات می تواند به کاربر کمک کند تا همیشه نحوه ی دسترسی به صفحات شما را بلد باشد، و مشکلات و سختی های آشنایی مجدد با شرایط کلی وب سایت و کاهش نرخ تبدیل ناشی از آن را از بین می برد.

    پس منتظر چه هستید؟ صفحات فرود، کانون اصلی جذب مخاطب برای شما هستند. پس خواندن را متوقف کرده و به این توصیه ها عمل کنید. همین امروز چند صفحه فرود ایجاد کرده و نتایج حاصل از آن را ببینید.

  • پنج نکته ی موثر در مورد Landing Page

     

    اگر شما یک بازاریاب یا صاحب کسب و کار کوچک  هستید  جمع آوری مشترکین و ایجاد روابط خوب با آن ها همیشه در ذهن شما وجود دارد. تعداد مشترکین بیشتر در نهایت به مشتریان بیشتر و بازده بیشتر تبدیل می شوند.

    جای تعجب نیست که یک صفحه فرود و یک فرم ثبت نام به آن، یکی از موثرترین ابزار، برای جمع آوری مشترکین است. یک صفحه فرود، توجه بازدیدکنندگان را به خود جلب می کند و در نهایت تعداد مشترکین بیشتری را جذب می کند.

    در این مقاله 5 نکته مهم، برای ایجاد یک صفحه فرود مؤثر را به شما ارائه می دهیم

    بدون حواس پرتی !

    به محض این که بازدید کنندگان، لندینگ پیج شما را مشاهده کنند دیگر  نمی خواهید بدون این که عضوی از  مشترکین شما شوند آن جا را ترک کنند. شما می خواهید آن ها را در آن جا حفظ کنید تا اقدامات مورد نظر خود را کامل کنید.

    این به این معنی است که شما باید همه لینک های متفرقه یا مقالات را که ممکن است شما را از هدفتان دور کنند را حذف کنید. به یاد داشته باشید، لندینگ پیج یک وب سایت نیست و شما لازم نیست همه چیز را در آن جا قرار دهید.

    اساسا، صفحه فرود شما فقط باید شامل 4 تا 5 عناصر کلیدی باشد:

    -         Headline

    -         توضیحی در مورد پیشنهاد تان به مشترکین و مزایای آن

    -         یک تصویر یا یک ویدئو

    -         فرم اشتراک

    -         عناصر پشتیبانی اختیاری (زیر عنوان، توصیفات، ویدیو، تایمر و غیره)

    عنوان موثر

      

    زمانی که بازدیدکنندگان، صفحه ی فرود را مشاهده می کنند شما می خواهید که در همین حین  Headline تان را هم بخوانند.

    فرض کنید بازدیدکنندگان Headline را پیدا کرده و بخوانند در این صورت اگر Headline جذاب باشد تنها در چند ثانیه تصمیم می گیرند که ادامه ی متن را مطالعه کنند یا خیر!

    برای همین برای ساخت Headline زمان زیادی را صرف کنید و سعی کنید از کامل ترین و موثرترین کلمات استفاده کنید.

    در نظر داشته باشید که Headline پنج برابر بیشتر از متن اصلی خوانده می شود اگر موضوع جذابی داشته باشید تعداد افراد بیشتری، راغب به مطالعه ی متن بعد از Headline خواهند بود.

    استفاده از call-to-action واضح و آشکار

    به طور خلاصه، CTA همان چیزی است که می خواهید بازدیدکنندگانتان انجام دهند. این بسیار ساده است، اما CTA خوب نیاز به خلاقیت دارد.

    شما باید آن را واضح، قابل مشاهده، جذاب و به صورت دکمه قرار دهید تا بازدیدکنندگان، آن را به راحتی مشاهده کنند و زمان زیادی را برای جستجوی آن صرف نکنند.

     رنگ آن را مد نظر داشته باشید که آیا با هدف شما مطابقت دارد یا خیر؟

     روانشناسان می گویند که رنگ بخش بزرگی از بازاریابی است و باید با توجه به نوع کار، مورد استفاده قرار گیرد. در این جا چند نمونه را برایتان مطرح می کنیم

    زرد با خوش بینی، وضوح و گرما همراه است

    نارنجی دوستانه و شاد است. 

    قرمز هیجان انگیز و جسورانه است. 

    آبی با اعتماد و قدرت همراه است. 

    سبز صلح آمیز و سالم است. 

    سفید متعادل و آرام است. 

    مطالعات نشان می دهند که تغییر رنگ در CTA باعث افزایش 21 درصدی آن می شود .

    نکته ی مهم دیگری که وجود دارد استفاده از کلمات است. برای این کار بهتر است از کلمات جذاب و تشویق کننده ایی نظیر "همین الان رایگان دانلود کنید" و ... استفاده کنید

    طراحی تمیر و منحصر به فرد

    طراحی هوشمندانه به اندازه محتوا اهمیت دارد. اگر تمام موارد یاد شده را انجام دهید و هم چنین طراحی منحصر به فردی هم داشته باشید فروش شما به صورت قابل توجهی افزایش می یابد.

     طراحی تمیز و خوب، بازدیدکنندگان را متمرکز بر CTA می کند، هم چنین فونت های بزرگ تر می توانند خواندن و سرعت درک محتویات سایت و محصولات شما را آسان تر کند.

    فرم اشتراک را ساده و کوتاه طراحی کنید

    بیایید صادق باشیم ! اکثر افراد در پرکردن فیلد های فرم اشتراک تنبل هستند برای همین بهتر است از ایجاد فیلد های اضافی در فرمتان اجتناب کنید.

    حقیقتا پر کردن فم های اشتراکی که بیش از 3 فیلد دارند خسته کننده است و مطالعات نشان می دهد که فرم هایی با داشتن فیلد های کمتر بیشتر از فرم هایی که فیلد بیشتری دارند مورد توجه افراد قرار می گیرند

    اگر نیاز به دریافت اطلاعات بیشتری از مشترکین دارید بهتر است تنها موارد ضروری را در فیلد های فرمتان قرار دهید و از قرار دادن فیلد هایی که ضروری نیستند خودداری کنید.

     

Go To
Page Size